ممنونم از لطف و محبت همه دوستان
اتفاق خاصی نیفتاد که در حد این شروط غیر منطقی باشه ... قضیه این بود که دوباره یک جمعه تعطیلی اومد و رفت و دوباره من تنها بودم (طبق معمول تمام جمعه ها) و ایشون هییییچ اشتیاقی برای سر زدن به من و دیدن من نشون ندادن و من ناراحت شدم و گلایه کردم و دعوامون شد ... (قضیه جمعه ها برام عقده شده و اصلا نمی تونم بی تفاوت باشم و ازش بگذرم)
توی دعوا هم این بحثو مطرح کرد که بزرگترهای من اومدن قول و تضمین دادن و شما قبول نکردین ... در صورتی که اصلا و ابدا اینطوری نبود دایی ایشون رسما اعلام کرد ما قول و تضمینی نمیدیم میل خودته اگر می تونی تحمل کنی برگرد وگرنه برنگرد (توی تاپیک قبلیم توضیح دادم) ... یعنی در واقع اون داشت از من قول و تعهد میگرفت !! حالا هر چی بهش میگم وللّه اینجوری نبوده قبول نمی کنه فکر می کنه من دارم بهش دروغ میگم که خانواده شو جلوی چشمش خراب کنم (چون خودش حضور نداشت ) و اینکه حقیقت وارونه جلوه داده شده به شدت منو رنجونده و از این آدم و خانواده ش دلزده هستم ....
بعد فرداش ایشون پیام فرستاد که شب می خوام باهات صحبت کنم و شب این شرط ها رو برای بازگشت به زندگی گذاشت .. البته همونطور که گفتم قبلشم من در عمل تلاشی برای تهیه مسکن از ایشون ندیدم فقط در حرف می گفت درستش می کنم ..
بعد از صحبتمون ازش سوال کردم یعنی اگر من این شرط ها رو نپذیرم خونه نمیگیری ؟؟ گفت نه نمیگیرم . ..
خواسته ایشون اینه که به وظایف و مسئولیت های مسلمشون عمل نکنن و من در مقابل هیییییچ اعتراض و گلایه ای نکنم ... و این به هیچ عنوان برای من ممکن نیست ...
با این شرایط دارم به این نتیجه میرسم که حتی اگر زیر یه سقف هم میرفتیم در مدت خیلی کوتاهی این زندگی دوباره به بن بست میرسید ...
در مورد مشاوره هم باید بگم مشاوره رفتن ما دونفر به نتیجه ای نمیرسه چون به توصیه های مشاور عمل نمیشه ...
تاکید مشاور دوری از چت کردن از همون لحظه بود و الان سه هفته از روز مشاوره میگذره و ارتباط ما طبق خواسته همسرم صرفا با چت هست ... دیدار حضوری هم هر چی بوده فقط به درخواست من بوده ... منزل مشترک هم که تهیه نکردن و نمی کنن ...
راستش با رفتار و رویکردش داره تصمیم گیری نهایی برای طلاق رو فوق العاده برام راحت می کنه ...
توی دلم با خودم میگم واقعا دستشم درد نکنه که از دودلی نجاتم داد !!








علاقه مندی ها (Bookmarks)