مرسى از همه,بله هستن افرادى که بخوان قرض بدن ولى مامانم نمىخوان ,مى گن شايد نتونن پولو پس بدن ,مادرم برادر ندارن فقط سه تا خواهر دارن که اونا هم درگير زندگى خودشون هستن,خانواده پدرم به زحمت به پدرم سر مى زنن هميشه هم مى گن از لحاظ مالى نمى تونن کمک کنن ,تازه خودشونو به گريه و دلسوزى بيجا مى زنن که ناراحتن و حال مريضو بدتر مى کنن,مادرم نصفه هفته مجبور به گرفتن پرستار شدن براى پدرم,من خودم دچار افسردگى شدم وقتى با زحمت دکترى قبول شدم ,شهر خودمون دکترى رشتمو نداشت,ناگهان باردارى ناخواسته ,شوهرم هم از لحاظ مالى نمى تونست کمکم کنه ,مجبور شدم قيد دکترى بزنم ,از اون طرف کارمم تو دانشگاه از دست دادم,الان تمام اطرافيانم که تنبل بودند سر کار هستند و زندگى خوبى دارند ,من چون از لحاظ قيافه و درس و زمانى از لحاظ مالى خوب بودم الان بعضى چيزا برام خيلى سخته , انگار دنيا براى من تمام شدس و هر روز پسرفت دارم,زمانى واقعا تلاش داشتم هميشه شاگرد اول بودم توى هر جمعى نگاهها به سمتم بود گلى خواستگار داشتم ,خودم عاشق شدم و خانوادم مخالفتى نداشتن,امروز ديدم خواستگاره قديمم ماشينش 700ميليونه ,متخصصه,ولى من هيچى نشدم,براى خودم ناراحت نيستم ,از اين ناراحتم بچم در اينده بهم افتخار نکنه
- - - Updated - - -
هميشه تو زندگى تلاش مى کردم ,ولى الان به جايى رسيدم که مى بينم تلاشم بى فايدس ,انگار الان در يکى از شهرهايى که اصلا مردمشو نمى فهمم از همه لحاظ ,زندانيم,به همسرم مى گم خيلى بده شرايطم من اينقدر تلاش نکردم که الان از بچم نگه دارى کنم و شوهر دارى,دلم مى خواست ...همسرم مى گه تو بگو من برات کار مى زنم غصه نخور ولى من نمى خوام سرمايه همسرمو به باد بدم.کلا کاش هيچ وقت دنبال درسو مسير صحيح نبودم ,تمام زندگيم الکى درس خوندم ,جدا الکى
- - - Updated - - -
الان هم خانوادم که پناهم بودن خودشون غصه دارن و من هيچ کسو ندارم براى دردودل,حتى پارتى هم ندارم تمام اطرافيانم با پارتى به جايى رسيدند ولى من اگه مى خواستم درس نخونم و زندگيه خانهداريو داشته باشم خوب هيچ وقت با مرد تحصيل کرده ازدواج نمى کردم با کسى که پولداره ازدواج مى کردم ,ولى من دنباله اهداف ديگرى بودم,حيف واقعا اميدى ندارم ,هميشه نماز مى خوندم لب به مشروب نمى زدم ,تنها من با حجاب بودم ,هميشه ...ولى خدا اطرافيانم که اهل همه چى بودنو بيشتر دوس داره








علاقه مندی ها (Bookmarks)