[/color]دانه جان،دستت درد نکند،مثل اینکه یک چیزی هم بدهکار شدیم!!
دانه خانم این نخستین نوشتار من تا پیش از توهین ایشان،آگر نشانه ای از دشنام را در آن دیدید،باشد حرف شما قبول:
خانم گرامی شما متأسفانه دنبال این هستید که کسی بیاید و راهکاری پیش پایتان بگذارد تا به مقصود خود که پیش از این تصمیمتان را درباره آن گرفته اید،برسید.این نمی شود.اگر سورنا حرفی زد در همان نوشتار نخستش در این گفتار گونه ای انتقاد به اخلاق ناپسند برخی زنان بوده است و بس.
شما دچار احساس مالکیت نسبت به شوهر خود شده اید و مسال خصوصی خود را با محبت کردن او به خواهرش اشتباه گرفته اید و البته از این می ترسید که در آینده نیز و در بزرگسالی خواهر کوچک این رابطه تبدیل به دخالت او یا دیگران گردد.
شوهر شما مال شما نیست و هیچ تعلقی به شما ذاتاً ندارد،بله دقیقاً جریان همین است.همه چیز در این جهان موقتی است.آن دختر در سنی نیست که شما نوازش کردن برادرش یا وارسی موبایلش را از سوی او جدی بگیرید.افزون بر اینها بنده احتمال این را که شما در خانواده مذهبی بار آمده و به برخی امور معمولی انسانها حساس شده اید،بالاست و البته هیچ توطئه ای هم که او مأمور مادرشوهرتان برای سرک کشیدن آنها در زندگی شما باشد در کار نمیست.
اندکی خویشتندارتر باشید تا همه چیز با بزرگ شدن خواهرش حل شود و تازه اگر خودتان خواهری با شرایط خواهرشوهرتان داشتید،براستی چه می کردید.اگر راهنمایی می خواهید همین است و اگر دنبال تصدیق و گرفتن پاسخ مثبت و آرامش وجدان ظاهری هستید که خوب هیچ،ولی اینجا دنبال این کارها نباشید.همه دوستان به جز دو نفر داریند سخنی یکسان و راهنمایی هماهنگی را به شما می کنند،اگر این را نمی پذیرید به یک روانشناس یا روانکاو یا مشاور مجری خانواده مراجعه نمایید و مشکل خود را مطرح کنید.

--------------------------------------------------------------------------------
و این هم نوشتاری که او در آن فحش داد:
sorena_arman و گردآفريد ، كي به شما مي گه نظر بدين وقتي نمي تونيد راهنماي خوبي باشين.چرا من از بقيه كه ايراد ازم گرفتن گله نكردم؟ شما ايراد نمي گيرين توهين مي كنين. ديروز بعد از ظهر خودم تونستم خودمو كمي آروم كنم ، اما امروز كه اومدم باز حرفهاي شما رو خوندم باز منقلب شدم. شما كه نمي تونين و اينكاره نيستين ، بيخود نظر مي دين. اينجا كسي واسه تفريح نمي آد. هر كس براي حل مشكلي مي ياد نه اينكه بهش توهين بشه و اينجوري اعصابشو به هم بريزين.
خانوما اشتباه مي كنن زيادي حساسن! بيا اينم جواب دادنت! خانومها ذاتشون و طبيعتشون اينه! بايد اونو هدايت كنن و جهت بدن ، نه اينكه اشتباه حساسن!!!
هر چيزي هم حرمتي داره. برادر و خواهر به اين عنوان كه برادر خواهرن كه هر غلطي نمي تونن بكنن. خواهر كه نبايد نيازهاي خودشو به مرد از برادرش طلب كنه. اگه اينقدر شعورت نمي رسه و من بايد شفاف بگم پس بفهم. هر عرف و منطقي هم يك چهار چوب براي هر رابطه اي تعريف مي كنه. من خودمم خواهر دارم ولي حرمتها سر جاي خودشه. اولا بچه نيست چون حساسيتهاي منو خوب درك كرده. دوما من چه مخالفتي با رابطه عادي يك خواهر و برادر دارم؟؟ همسر من خودش مي گفت اون رابطه تا اون حدش همون موقع اشتباه بود چون من به عنوان يك مرد خيلي جاها نمي تونستم باهاش راحت باشم. اون بايد به مادرم رابطشو بهتر مي كرد.
من اومدم اينجا كه بخوام كمكم كنن چطور رفتار كنم كه همسرم از خانوادش دور نشه در عين اينكه من نمي خوام زياد قاطي ماجرا شم. خيلي هم رك بگم كه دلم براي خواهر همسرم نمي سوزه. اما مي خوام مشكلات اون رفع شه فقطو فقط به خاطر همسرم. هر خواهر مادر پدر برادري بايد بپذيره كه دخترشون ، پسرشون ازدواج كردن. رابطه مثل قبل نيست. من هر قدمي كه براي خانوادم بر مي دارم براي خانواده همسرم بر مي دارم حتي بيشتر . محال است حتي يكبار بيشتر از خانواده همسرم به ديدن خانواده ام برم.اما خانواده ها بايد يكسري حدو حدود و حرمتها رو بشناسن.من قبول دارم كه روي اين ماجرا زيادي حساس شدم. كه خوب عامل تحريكش خواهر همسرم و خود همسرم بودم. اما نياز دارم كه دوباره به حالت اولم برگردم و حساسيستم كم و جهت دارش كنم اما راهشو نمي دونم.
[color=#FF0000]