سلام روناک جان
به نظر من حالا که تصمیم گرفتی به زندگیت دوباره فرصت بدی بهتره صبر و تحملت رو کمی بالاتر ببری.
اولا حرفهایی که مادر همسرت میزنه اصلا اهمیتی نداره.سعی کن تو هم خیلی جوابش رو ندی.و بهش فکر هم نکنی.
همسرت گناهی نداره که همچین خانواده ای داره.همونطور که تو در مورد رفتارهای خانوادت مقصر نیستی.ولی هر کسی با وجود تمام بدی های خانوادش اونا رو
دوست داره و شاید نتونه بعضی بدیهاشون رو ببینه.خیلی سخته آدم بین خانواده و همسرش قرار بگیره. به خصوص در شرایطه فعلی شما و همسرتون.
بهتره فعلا تمرکزتون رو از روی این موضوع بردارین.اجازه بدین اول مشکلات اولیه زندگیتون حل بشه.ایشالا به موقع خودش به مسائل خانواده ایشون هم رسیدگی
می کنید.
در مورد رفتارتون با همسر، به نظرم یه کم تجدید نظر کنید.درسته شرایط شما هم سخت بوده و فشار زیادی رو تحمل می کنید ولی هر چقدر سعی کنید رابطه عاطفی
با همسرتون رو تقویت کنید و بیشتر بهش محبت کنید برای خودتون و آرامش خودتون بهتره.
همسرتون هم الان خیلی تحت فشاره.از طرفی مساله ترکش از یه طرف دیگه کارش .موضوع شما و خانوادش و ترس از دست دادن دوباره شما هم هست.
به نظرم صحبت دیشب شما هم باهاش خیلی درست نبوده.بهتر بود به جای گلایه کردن فقط خواستتون رو بهش میگفتین.
میگفتین دلتون خیلی یه مسافرت دو نفره میخواد.وقتی هم همسرتون گفت فعلا اوضاع شرکت اینجوریه قبول می کردین و میگفتین با اشتیاق منتظر میمونم.
همسرت به نظر مرد انعطاف پذیری میاد.فقط مساله اعتیادش هست که اونم با پیگیری و رفتن مدام به کنگره و از همه مهمتر عشق و محبت شما و لطف خدا
ایشالا به زودی حل میشه.![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)