به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 162

Threaded View

  1. #11
    عضو فعال آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array
    سلام دوباره دوستان

    دوستان عزیز نمیدونین چقدر از حضورتون خوشحالم و حس کردم ادمهای دنیای مجازی چقدر با صفا تر از ادمهای دنیای واقعی هستن....

    امروز بعده 5 روز یکم غذا خوردم و دو تا شیرینی که جز محالات بود تقریبا..عطش شدید دارم و تو این سرما بطری بطری اب میخورم تو خیابون.انرژیم کمه و کم حوصله شدم.امروز رانندگی نتونستم بکنم.ماشین رو روشن کردم .یهو یه اهنگ غمگین پخش شد و حسابی عنقم کرد.داشتم فکر میکردم تو این یکساعتی که قراره رانندگی کنم این اهنگا دیوونه ام میکنن.مثل یه ادم متمدن !! خاموش کردم ماشینو و با مترو رفتم سرکار.برای روحیه ام خوب بود.چند تا ادامس برای خودم خریدم و شاید یه کار بدی کردم و یک بلوز شلوار نوزادی خریدم از مترو...خانومه فروشنده بهم گفت دختره یا پسر.گفتم نمیدونم.گفت واسه بچه خودت میخوای؟گفتم نمیدونم.یه سکوت چند ثانیه ای بینمون به وجود امد....یهو گفتم اره برای بچه خودمه.این خوشرنگ رو میخوام.اینکه توش پر از گل های رنگ و وارنگه...و خریدمش.
    همونجا یه خانومی بلند شد و گفت تو که بارداری که نباید بایستی.اگر بزنن تو شکمت بلایی سر بچه ات بیاد چی.بیا بشین دخترم....وقتی نشستم چادرمو کشیدم تو صورتم و زیر چادرم گریه کردم اروم اروم....

    اویژه جان
    درسته تقریبا یکماه و نیمه..امروز انواع و اقسام ازمایش ها رو دادم که قراره هفته اینده جواب قطعی رو بهم بدن اما اینطور که از ظواهر امر پیداست همه شون نظرشون به سقطه و فقط یکی از دکترها گفت شاید 5 درصد امید داشته باشیم....گلومپ گلومپ بامزه بود..خنده ام گرفت.من مادر کلی بچه یتیم هستم که هر هفته میرم بهشون سر میزنم و فردا دارم میرم و براشون کلی میوه و شیرینی و اسباب بازی دارم میبرم فقط به نیت اینکه خدا نذاره بچه من از مادر یتیم بشه....

    امین اقا
    برادر خوبم...ممنون که بهم سر زدینو برام نوشتین.از همدلی تون یک دنیا ممنونم...

    خانم دلجو دلتنگ
    دقیقا نقش معلم هایی رو بازی کردین که با یک جمله کوتاه عمق مطلب رو بهم فهموند...ممنونم.

    بارن عزیزم
    ممنونم ازت.حتما پیگیری میکنم.
    فکور جان
    خیلی سخته برام بذارم ادمهای دیگه برای بچه ام تصمیم بگیرن...نمیدونم انگار لجباز شدم.چه مرگم شده نمیدونم.دلم نمیخواد بلایی سرش بیاد.دکتر میگفت قطعا بچه قوی به دنیا نمیاری..راستش منم خودم 7 ماهه به دنیا امدم و بچه قوی نبودم و مادرم خیلی عذاب کشید سره من...وقتی فکر میکنم باید با پای خودم برم بچه ام رو بکشن دلم خالی میشه..حالت اضطراب شدید بهم دست میده..پس معجزه چی میشه؟؟؟؟چرا من نباید منتظر معجزه باشم ؟ چرا باید بسپرم به بنده خدا و علم و ..؟؟؟؟

    شیده جان
    امروز اشک های همسرمو دیدم...دست و پامو میبوسید که بخاطر خدا راضی بشو و من نمیخوام بلایی سرت بیاد...باورم نمیشد اینجوری اشک میریخت...من دل سنگ شدم.بدجنس و خودخواه شدم.میگفت اگر التماست کنم و خاک زیر پات بشم راضی میشی سقط کنی...باور کن اصلا صداشو نمیشنیدم.الان دارم مرور میکنم.اصلا باهاش گریه نمیکردم.منکه از یه زخم دستش دلم اشوب میشد امروز فقط نگاهش کردم.و اون گریه کرد..یه مرد گریه کرد....

    بی نهایت جان
    چقدر در پست قبلیت خوشحال شدم که حمایت کردی فکرمو...در واقع فکر کردی و احساس رو کنار زدی و منطق رو اوردی جلو....اینو خوب میفهمم.ایا منم میتونم مثل تو به این نقطه برسم؟

    این دوستتی که این پیام رو فرستاده تا بهم برسونی نمیدونم کیه ولی هرکی هست ادم عجیبیه که دقیقا روزیکه من جواب ازمایش گرفتم تو فکرش بودم....هرکی هست ازش ممنونم و خواهش میکنم بیشتر برام دعا کنه.

    سلام پوی عزیزم
    حرفات عالی بودن...یک دنیا ممنونم ازت دوست خوبم.انا لله و انا الیه راجعون...

    تولد ارزوی عزیز
    دوست دارم منم خیلی پاک زندگی کنم...از اون روز که جواب ازمایشم رو گرفتم چقدر حساسیتم به بعضی چیزا کم شد یهو.مثلا اگر میدیدم شاگردام درس نخوندن حسابی دعواشون میکردم .امروز دیدم بازم درس نخوندن اما نصیحتشون کردم به جای دعوا کردن...


    راستی در اخر ممنونم از مدیرای همدردی که منو ابی پر رنگ کردن...امروز تازه متوجه شدم.یک دنیا ممنون.
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.


  2. 13 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    Erica (پنجشنبه 09 آذر 96), Glut.tiny (جمعه 10 آذر 96), hamed-kr (جمعه 10 آذر 96), m.reza91 (پنجشنبه 09 آذر 96), nasimmng (پنجشنبه 09 آذر 96), nazaninIT (یکشنبه 12 آذر 96), paiize (پنجشنبه 09 آذر 96), فرشته اردیبهشت (پنجشنبه 09 آذر 96), بی نهایت (پنجشنبه 09 آذر 96), بارن (پنجشنبه 09 آذر 96), زن ایرانی (چهارشنبه 08 آذر 96), زندگی خوب (شنبه 11 آذر 96), صبا_2009 (چهارشنبه 08 آذر 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. رابطه نامشروع (موضوع فراگیر، راه حلی هست؟)
    توسط رامتین 777 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 اردیبهشت 97, 00:08
  2. پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: چهارشنبه 18 تیر 93, 04:32
  3. شروع یک زندگی با شک و تردید؟
    توسط fariborz در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 16 دی 91, 15:59

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.