
نوشته اصلی توسط
Hanli
با سلام و تشكر از مدير محترم و دوستان كه وقت گذاشتين و جواب دادين. الان گوشيم شكسته و به زور نوشته هتون رو تونستم بخونم و الان هم به زور دارم تايپ ميكنم چون گوشيم شكسته و به زور ميشه ديد البته شوهرم گوشيم رو شكست. روز پنجشنبه خيلى حالش خوب بود همش بغلم ميكرد و ميگفت دوستت دارم اول تو دنيا پدر مادرم بعدش تو برام مهمين. روز جمعه بيدار شد از خواب گفت بابام ميگه اگه حنا صاحب لچه بشه چى ميشه. گفت إخه اين چه حرفيه ميزنى زشته، دختر خودش سه ماه بعد عروسى حامله شده چى شده، گفت خواهر من لياقت داره تو ندارى. بعدش همش ميگفت هم ميخوام بيام سمتت حس ندارم بهت. منم ناراحت شدم. بهم گفت برو صبحونه آماده كن، گفتم واسه هر كى عشقتو خرج ميكنى و اصل كاريته بگو اون بياد، اونم دو دستى محكم زد تو سرم، بعدش من گفتم چرا ميزنى گفت خفه شو طبقه بالا كارگر كار ميكنه صداتو ميشنون. منم گفتم مگه من صدام دراومد تو منو زدى باز محكم زد تو صورتم. منم ديگه جيغ زدم كه حرصمو خالى كنم؟ اونم هر چى زور داشت موهامو كشيد و منو از موهام كشيد كشون كشون برد كلى كتكم زد الان بدنم كبوده تا صبح از دزد بدن نخوابيدم. مامانم اومد گفت پاشو بريم، اگه اومدى كه هيچ نيومدى حمايتت نميكنم. منم گفتم نميام، تا اينو گفتم اومد بعلم كرد زن خودمه دخالت نكنين، گفتم خفه شو من اگه اينجا ميمونم واسه خاطر اينه كه ميخوام طلاقم بدى برم، نه اينكه منو چهار ماه بفرستى برم منتظر تو، تو هم برى دنبال عياشى و زن بازى. اون رو مامانم رفت. من موندم. اينم بگم شوهرم زد گوشى رو تيكه تيكه كرد منم زدم ظرف دكوريشو شكستم، چون اينا همش وسايل شوهرمه. الان از ديروز تا حالا بدنم درد ميكنه انگشتم در رفته، از تو سرم به چيز بزرگ دراومده انقدر كه زده تو سرم، شب بهم گفت از اول هر چى تلاش كردم بهت حسم نيومد منم گفتم فردا برو طلاقم بره. گفت باشه. شبح بيدار شديم گفتم امروز چيكار ميكنى گفت برو خونه مامانت ابنائه مدت ديگه وكيل ميگيرم تمام، گفتم باز برم چند ماه منتظر تو، گفتم گوشيمو شكستى گفت خوب كارى كردم گفتم بايد برام گوشى بخرى گفت برو اونور منم نرفتم دوباره از رو كبوداى بدنم محكم زد منم تا ميتونستم جيغ زدم إبرومون رفت. به مامانم گفتم طلاق ميگيرم گفت باشه، امروز قراره مامان و بابام برن با وكيل صحبت كنن. بابت غلط إملائي ببخشيد چون اصلا نميبينم چى مينويسم،
سلام
حنا جان ظاهرا علاقه زیادی به کتک خوردن داری
خودت می دونی وقتی فلان جمله رو بگی اونم کتکت میزنه ولی میگی
حالا تنها استفاده ای که از این واقعه می تونی بکنی همون گرفتن مدرک از پزشکی قانونی هست که من با توجه به شناختی که از شما دارم امکان نداره این کارو بکنی
اینکه چرا موندی خونه شوهرت موضوع عجیب بعدی هست
شما که در دوران عقدی و اجباری به موندن در اون منزل نداری چرا الان اونجایی
اگر همون موقع ها مهریه ات رو اجرا گذاشته بودی الان شوهرت دنبال تو بود نه تو التماس اون بکنی
شوهرت تنوع طلبه و مشکلش عدم وجود میل جنسی به شما نیست
این نزدیک نشدنش به شما هم احتمالا برای در رفتن از زیر بار نصف مهریه است
همش داره فیلم بازی می کنه و شما هم باور کردی
اصلا ثبات شخصیت نداره
شما فکر می کنی اگر اون بیاد سمتت همه چیز حله ولی مطمئن باش که نیست
اگر میتونی با یه مرد تنوع طلب که هر دقیقه با یکی هست زندگی کنی و اعتراض هم نکنی بمون در غیر این صورت ...
شوهرت این خصوصیت رو داره و طعنه کنایه هم درست نمیشه فقط و فقط نتیجه اش میشه یه گوشی شکسته و یه بدن کبود و داغون
شوهرت رو هم با آقای جوادیان مقایسه نکن
سیستم شوهر شما با ایشون زمین تا آسمون تفاوت داره
شوهر شما قادر به خوشبخت کردن هیچ زنی نیست قادر به وفاداری نیست
اینها نظرات من هست به عنوان کسی که از اول تاپیکهات رو دنبال کردم
پرواز کن آنگونه که می خواهی
وگرنه پروازت می دهند آنگونه که می خواهند
علاقه مندی ها (Bookmarks)