سلام دختر 7 عزیز
واقعا ممنونم از پست دقیق شما . متاسفانه هیچ دفاعیه ای ندارم و البته مشکل منم با خودم نوعی خوددرگیری برای همین ندیدن هاست. البته دقیق تر اینکه دیدم ولی نادیده گرفتم. چون پدر و مادر خود من یا برادرم همین طور آغاز زندگی کردند و خیلی هم پایدار و عاشقانه بوده. البته اینها همش توجیه من هست و گرنه قصه همان هست که شما گفتی . از دیدگاه خودم فاعل عمل کردم نه منفعلانه. در واقع بیش از حد روی خودم حساب کردم . همیشه آدم ها برای کارشون دلیلی دارند و برای من این بود که بنده در زمان اسکانم خارج کشور به تنهایی و در شهری کاملا غریب آنقدر شرایط سخت و طاقت فرسایی رو تحمل کرده بودم که هر نوع زندگی برایم مطلوب بود . در مقابل عزت نفس پایین و .... کلا هیچ دفاعیه ای ندارم و خودم هم در پست اولم گذاشتم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)