تمنای عشق، عزیز دلم...
اصرار به مرگ، اصرار به گناهکار بودن...آیا این هست رسالت ما در این دنیا و هدف از خلقت؟
شما باید شهید بشی و بری اون دنیا تا بنده ی خوبی باشی؟
خدا اینجا نیست؟ بین ما مردم.. در قلب ما.. در قلب زندگی ما؟
تمنا جان
خداوند در قلب کودکی یتیم هست، در قلب کودکی بی مادر
خداوند در کنار سفره ی خالی یک خانواده هست، در کنار یک معلول
خداوند در کنار یک زندانی غیر عمد هست، در کنار کودکان بهزیستی
در نگاه خشک شده ی یک پیره مرد و پیره زن در سالمندان
خداوند در کنار تخت یک مریض بی پول هست
در دستان یخ کرده یک کودک کار
حتما باید بمیریم و بریم به اون دنیا ... این همه عطش دیدار با دست خالی؟
هدف از بودن و ماندن تو چیه؟ هدف کمک به جامعت هست هر طوری که بتوتی... چه بسا برخی اعمال به تنهایی اجر خیلی از چیزها رو دارن.
چه بسا آتش جهنم رو خاموش کنن و گناهان رو مثل برگ پاییزی بریزن.
خدا همینجاست... در میان ابن شهر شلوغ... امام تو ، اون غایب از نظر همین جاست، کجا بری؟









علاقه مندی ها (Bookmarks)