سلام ببخشید دیر جواب دادم چند روزی دسترسی به اینترنت نداشتم و سرکار هم نبودم که بتونم جوابتون را بدونم .درسته خیانت کردم ولی بعد از اون همه تلاشم را برای حفظ و بهبود زندگیمون کردم .در حالی که اینقدر شرایطم سخت بود که تو وحشتناک ترین شرایط دست و پا میزدم .اینقدر حال خودم بد بود که چند بار تا مرز خودکشی رفتم .مشاوره و روانپزشک هم که تحت نظرشون بودم که بماند .ولی اون انگار که یه آدم دیگه شد .الان یه آدم هنجارشکن شده مثلا دوست داره آب را الکی هدر بره ،آشغال تو خیابون بریزه یا همسایه آزاری کنه مثل آدمای عقده ای شده .بعد اون اتفاق تازه فهمیدم چه خاکی به سرم ریختم و دستی دستی خودمو بدبخت کردم .خیلی اذیت شدم و اذیتم کرد .خیلی خیلی محدود شدم و حتی میخواست از کارم با اون همه سابقه بگذرم که با التماس های خانوادم بعد مدتی اجازه داد برم.خرد شده و از غصه پیر شدم .با اینکه خانواده م حمایتم میکردن و خودم هم شاغل بودم و عرصه را بهم تنگ کرده بود نخواستم جدا بشم تصمیم گرفتم بمونم و همه چیزو جبران کنم .واقعا هم یه آدم دیگه شدم .مشکل اینه که چند وقت یکبار دوباره یادش میوفته و دیوونه میشه .میره عکساشو سیو میکنه و بهم محل نمیده یا تیکه میندازه .به نظرتون تا کی میتونم اینجوری ادامه بدم .حیف اون بچه معصومم که به آتیش ندونم کاری مادرش میسوزه .بچه ای که تو اخلاقیات تو مدرسه و خانواده و فامیل نمونه هست








علاقه مندی ها (Bookmarks)