سلام الهام جان،خوبی؟
راستش من اگه جای توبودم بااین پیش زمینه هایی که وجود داشت(مشکلاتی که باهمسرت داشتی درباره خانوادت وخانوادش وکلا عدم اعتمادی که بین هردوتون هست)هیچوقت توی این کار شراکت نمیکردم.
اما حالا که این کارو کردی به نظرم زیاد اسم شریک وحقوق واین چیزها رونیار.خودتو باهاش همراه کن طوری که عادی باشی,مثلا واسه حساب کتاب؛ازاول یه دفتر میزاشتی توی خونه پیش خودت شب که میومد میگفتی عزیزم درآمد امروز چقدربود،بگویادداشت کنم.نمیدونم چه جور حساب میکنید اما درآمد هرروز روبپرس ازش.واسه خرید جنس واین چیزها هم که دحالتی نکن.اون هم که میپرسی فقط بگو میخوام کمکت کنم.یااگه پول هارو خونه میاره کمکش بشمارو...
اگه مادرش رفته توی مغازه بهش بگو پس منم میتونم بیام.نگو اجازه بده بیام.یامثلا به مامانش بگو فردا کی میری منم باهات میام.یه جوری که انگار میخوای کمک کنی بهش خودتو قاطی کن.
اگه هم که اعتماد داری بهش به نظرم اصلا دخالت نکن.








علاقه مندی ها (Bookmarks)