رها جان
ازدواج موقعیتش باید پیش بیاد... من شما رو درک میکنم برای برخی زود و برای برخی دیر... و گاهی ازدواج مصادف با خوشبختی نیست.
شما صادق و ساده بودین و اینکه تلاشتون برای ساختن یک زندگی خوب و داشتن فرزند ستودنیه.
من در یکی از تاپیکا عرض کردم دختران گاهی بدلیل فشار اطرافیان و محیط در ازدواج دچار مشکل میشن فرقی نداره این محیط از لایه های بالایی جامعه باشه یا پایین.
فقط توصیه ای که میتونم بکنم اینه که؛
فکرتون آزاد کنین و ابدا به ازدواج فکر نکنین تا زمانی که موقغیتش پیش بیاد.
در برخی مکان های ارزشمند که افراد علمی، فرهنگی هنرمند حضور دارن حضور پیدا کنین.
عواطف و احساسات خودتونو با هنر بیان کنین و سعی کنین تخلیه بشین روی یک مجسمه، یک بوم ، یک قطعه موسیقی.
به اطرافیان و صحبت های اونها دباره ی خودتون بی توجه باشین چون این زندگی مال شماست و خودتون بهتر میتونید تصمیم بگیرید.
نسبت به عدد سن بی تفاوت باشین .
درباره ی مهاجرت توی ازدواج سعی کنین بیشتر فکر کنین. این نباشه که ابتدای یک آشنایی مسئله ی مهاجرت رو پیش بکشین چون برخی مردان چنین قضیه ای رو نمیپسندن. خودتون فکر کنین و به این نتیجه برسین که شاید اینجا هم برای زندگی بد نیست، ( توصیه من در این مورد اشتباه برداشت نشه .. منظور این نیست که اول آشنایی نگین و بعدا مطرح کنین! بلکه با خودتون به توافق برسین که ماندن در کجا رو دوست دارم. )
خیلی در امر ازدواج ساده نباشین و همانند یک خانم در میان دوستان، اقشار جامعه بگذارین همانند یک عروس برای شما شرایطی در نظر گرفته بشه.
از بیان اسپرم اهدایی، حق طلاق و ... خودداری کنین.








علاقه مندی ها (Bookmarks)