سلام
متاسفم برای شرایطی که پیش اومده.
از مادرش جلوش بد نگید.
جاهایی که نوجوونها دوست دارن برن و تجربه کنند ببریدش. بذارید با خودتون سینما و کافی شاپ و ... بره، نه با غریبه ها.
به پدرش بگید گاهی باهاش بره بیرون.
مجبورش نکنید حرف بزنه. نصیحتش نکنید. خودش که اعتماد کنه، مشکلاتش را می گه.
برنامه ی امتحانیش را بگیرید و یه برنامه بذارید که درسهاش را پاس کنه.
باهاش یه باشگاه ثبت نام کنید. دو تایی برید باشگاه. اعتماد به نفسش را بیشتر می کنه.
نوجوانی سن سختیه، تو شرایط دخترک شما سخت تر هم شده
عمه ها همیشه گلن، ماهن، مهربونن![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)