به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 115

Threaded View

  1. #11
    Banned
    آخرین بازدید
    جمعه 09 اسفند 98 [ 10:34]
    تاریخ عضویت
    1396-5-08
    نوشته ها
    102
    امتیاز
    3,016
    سطح
    33
    Points: 3,016, Level: 33
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    15

    تشکرشده 134 در 77 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط راه برگشت نمایش پست ها
    البته همسر شما نیتش خوب بود حفظ شما فقط راه اشتباهی رو رفت..
    متاسفانه قادر به درک این بخش از حرف شما نیستم! چطور ممکنه کسی رو شبانه با ضرب و جرح از خونه ی خودش بیرون کنن و بعد بپذیریم که نیت خوبی داشتن؟؟

    شاید میخواستید حرف خوبی زده باشید که دوباره داغ من تازه نشه. ولی داغ من همیشه تازه هست!! هنوز هم گاهی به دلیل اقدامات شنیع گذشته ، دعواهای ساده ی ما بسیار ناجور میشه!!

    آیا وقتی میخان کسی رو حفظ کنن ، اون رو از خونه ی خودش به طرزی که گفتم بیرون میکنن و 8 ماه خونه رو بر نمی گردونن؟ آیا مهریه رو 6 جا اجرا میزارن؟ آیا به دادگاه میگن به دلیل اینکه شوهر خونه نداره ، ما طلاق میخواهیم چون توی خیابون هستیم؟ آیا وقتی من یک خونه ی جدید رهن می کنم ، بوسیله ی مهریه پول رهن اون خونه رو هم مصادره می کنن؟؟

    لیست سوالات فوق بسیار طولانی تر هست! ولی نمی تونم نیت خوب پشت اقدامات فوق رو درک کنم. از عهده ی من خارجه!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط راه برگشت نمایش پست ها


    آقا بهزاد حقیقتش تو همون لحظه دعوا نه اونطور که شما گفتید به برادرم پرخاش نکردم به دو دلیل اول اینکه برادرم آدم عصبیه اگه تو اون لحظه منم بهش پرخاش میکردم ممکن بود عصبی تر شه و به رفتار زشتش ادامه بده وقتی من برادرمو یقشو کشیدم جداش کردم حتی ممکن بود چاقو که چه عرض کنم اون قمه به خودم بخوره و اونو بردم داخل با قسم و آیه و دلیل راضیش کردم داخل خونه بمونه بیرون نیاد در حالی که شوهرم دوباره اومد تو حیاط با صدای بلتد تلفن زد به مادرش اما برادر من دوباره نیومدد بیرون که باهاش درگیر شه بخاطر حرفای من ، بنظرتون این حمایت من نبوده ؟

    و دوم اینکه اون لحظه از شوهرمم خیلی عصبانی بودم اونقد عصبانی که که نمیتونستم همون لحظه بخوام ازون دفاع کنم با اینکه کار برادرمو تایید نمیکردم در هر صورت اون آبروی یه خونه و خونواده رو داشت میبرد با اون کارش نمیشه از زشتی کار اونم گذشت.

    همونطور که خودتون هم فرمودید ، شرایط حاکی از حمایت کامل شما نبوده. پس زخم اون حرکت ایجاد شده و به این سادگی ها دوا نمیشه. اگر من بودم تا آخر عمر!

    نقل قول نوشته اصلی توسط راه برگشت نمایش پست ها

    بعدش بله خوب گفتم بعد دو هفته .. ینی یجورایی خواستم قانعش کنم گفتم جوونی کرده تو ببخش یدفعه از کوره در رفته گفتم یادته خودتم برام گفتی چند سال قبل سر عصبانیت کنترلتو از دست دادی چاقو کشیدی بعدا چقد پشیمون بودی اونم اشتباه کرده تو بزرگی کن ببخش گفت من واسه غریبه کشیدم داماد حرمت داره این قابل بخشش نیس گف من برای حفظ زندگیه خواهرم حاضرم پای دامادمونم ببوسم !!! اما خب برای اینکه زشتی کار خودشم یادش نره و خیلی حق به جانب نشه یه اشاره ای هم میکردم به اینکه خب کار تو هم خیلی زشت بوده هر برادر دیگه ای هم بود یه واکنشی نشون میداد و تو خونه نمینشست اما قبول دارم واکنشش بیش از اندازه شدید بوده و زشت .. گفتم حتی خانواده من میخواستن همون شب بخاطر اینکه تو باعث آبروریزی شدی بیان خونتون اما من باهاشون صحبت کردمو راضیشون کردم نیان انقد عصبانی بودن..اینو که گفتم بیشتر عصبانی شد..
    اینم بگم که بینشون اصلا زد و خوردی صورت نگرفت فقط و فقط همون چند ثانیه ای که جلو در لباسشو گرف چاقو رو بالا سرش نگه داشت..
    میدونم همینم خیلی بد بوده .. خودمم خیلی دلم از یادآوری اون چندثانیه میگیره ازینکه شوهرم بی دفاع بود و بدجور شکست..


    خوب همونطور که پیش بینی کرده بودم ، شما با حرف هایی مثل موارد فوق همچنان اون زخم رو تازه نگه میدارد. مشکل اساسی در اینه که شما در ذهن خودتون حق رو به شوهرتون نمیدید. بدنبال ظاهر سازی نباشید ، شوهرتون خواهد فهمید که شما در ذهن خودتون واقعا چه فکری می کنید. این هست که نکته ی اساسی هست.

    نقل قول نوشته اصلی توسط راه برگشت نمایش پست ها


    شما گفتید نیازی نیس مادرم یا برادرم بیاد عذرخواهی اما فکر کنم اون دقیقا همینو میخواد ..در هر صورت من یبار دیگه با جملاتی که شما و دوستان گفتید به دیدنش میرم امیدوارم حمایت من براش کافی باشه..


    جملات ما مهم نیست!! مهم اینه که شما واقعاً چه چیزی رو باور داشته باشید. اگر باور ندارید که کار برادرتون به هیچ وجه قابل توجیه نیست ، از جملات من استفاده نکنید. چون شوهرتون میفهمه که یک ظاهر سازی موقت بوده و مشکل حل نمیشه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط راه برگشت نمایش پست ها

    امیدوارم شوهر من با دلیل دوم شما به پشیمونی نرسه!!! چون اونوقت احتمالا منم که نمیتونم قبولش کنم حداقل امیدوارم هیچوقت نفهمم حقیقتو!


    متاسفم اگر حقیقت رو به شکل عریان گفتم و اینکه برای شما خوشایند نبود.

    به هر حال واقعیت همون بود که گفتم. شما هم زیاد مطمئن نباشید که اگر شوهرتون فلان کار رو کرد ، تصمیم قطعی شما چنین خواهد بود و یا چنان!! من خودم در زندگیم کارهایی کردم که در خواب هم نمی دیدم. مثل دوباره زندگی کردن با همون همسر اولم.

    باشد اندر پرده بازی های پنهان ، غم مخور!

  2. کاربر روبرو از پست مفید behzzad تشکرکرده است .

    راه برگشت (شنبه 03 آذر 97)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.