نقل قول نوشته اصلی توسط Mvaz نمایش پست ها
سلام

من نام کاربری شما رو میخونم یاد آلپاچینو میافتم.

من نگفتم بدون کار برو جولو و زن بگیر! من گفتم بدون امید و تلاش نرو جلو و زن نگیر!!!!!!!!!

شما کاملا ناامیدی، به قول خودت قایقت سوراخ شده!!! ولی این سوراخ شدن قایقت رو از سر بی پولیت نمی بینم از سر نا امیدی ات می بینم.

یه آدم امید وار، اگر کار هم نداشته باشه، هزار هزار میلیون هم بدهی داشته باشه، میره تلاش میکنه تا بدهی اش رو بده، تا حالا طلب کاری رو دیدی که به یه شخص بدهکاره نا امید فرصت بده؟ من که ندیدم ولی بعضی وقت ها دیدم که طلبکار دیده بدهکار با امید داره تلاش میکنه و هدفش بازپرداخت بدهی هست و بهش امان داده.

خوب کجای امید داشتن شعار هست آخه.

درسته وضع داغونه، درسته گرانی هست، بیکاری هست و هزار تا مشکل دیگه، حالا ما هم باید بشینیم و از گرسنگی بزنیم تو سر هم دیگه و ناله کنیم، پاشو پسر خودتون جمع کن، پشت این حرف های " این شعاره" " قایقم سوراخه " و غیره نایست.


تو که تونستی پدرت رو حمایت کنی، تو این اوضاع گرانی دارو و درمان و هزار چیز دیگه، قطعا سخت تر از اینهاشم میتونی!!!!!!!





می دونی همین یه جمله ات برای یک دختر چقدر بوی مسئولیت پذیری و حمایت میده!!!!!!
والا من یه دو دو تا چار تای ساده کردم براتون. حالا شما اسمش رو میذارین ناامیدی من اسمشو میذارم واقع بینی. دیگه آدم تعارف با خودش نباید داشته باشه. امید به خودی خود خیلی هم خوبه ولی امید واهی داشتن اشتباهه. زندگی با ایشالا ماشالا جلو نمیره.
یجوری میگین ناامیدی و ناله میکنی انگار نشستم کنج خونه عین پیرزنا ناله نفرین میکنم با اجازتون همین الان دارم آماده میشم برم سر کار. تلاشمو دارم میکنم ولی دیگه معجزه که نمیتونم بکنم! 24 ساعت شبانه روز که دیگه کش پیدا نمیکنه من هی شیفت اضافه وایسم توش کار کنم.

نقل قول نوشته اصلی توسط خندون نمایش پست ها
خب پس با این اوصاف چرا باید الان ازدواج کرد؟ میدونم که این حق طبیعی شما و همه ماهاست که همسر همدل داشته باشیم ولی خب وقتی که شرایط اقتصادی جوابگو نیست خب عقل حکم میکنه که فعلا دست نگه دارین.

من جواب خیلی از سوالات شما رو نمی دونم چون اینقدر مسائل اقتصادی رو زندگی تاثیر میگذاره که من یکی ترجیح میدم با این شرایط ازدواج نکنم. البته من دخترم.

شاید نظر و عقیده من با کاربرهای اینجا خیلی فرق کنه ولی به نظرم ازدواجی که بخواد با سلام صلوات و توکل و با جیب خالی باشه همون بهتر که نباشه. میدونم که مطمئنا با خودتون میگین پس حق من ازین زندگی چیه؟ پس کی قراره زندگی به کامم بشه؟ و .... من جوابم اینه که فقط باید تلاش بیشتر کرد، تلاش خیلی بیشتر از نسلهای قبلمون تا بتونیم حداقلهای یک زندگی رو فراهم کرد. واقعیت زندگی امروز همینه و واقعا نمیشه با فانتزی و رویا زندگی کرد.

بعدشم شما پسر هستین و با توجه به سنتون تو جامعه ما حالا حالاها فرصت ازدواج دارین.

شرایط روحی شما الان کاملا قابل درکه، وقتی یک نفر در خونه بیمار هست اطرافیان بیمار خیلی بیشتر از نظر روحی تحت فشار هستند، من امیدوارم که حال پدرتون رو به بهبودی باشه و خوب بشن.

فعلا متمرکز بشین رو بازسازی روحی خودتون. الان خیلی خسته هستین و به نظرم جو خونه تون هم کمی دلگیر شده. سعی کنین شادی های کوچولو ایجاد کنین اول برای خودتون و بعد برای اعضای خونه. تو این شرایط پدرتون خیلی نیاز به حفظ روحیه دارن.
دقیقا عقل منم همینو داره میگه. حقیقت خیلی تلخه برام ولی قبولش کردم. شاید مثال دقیقی نباشه ولی آدم وقتی پول خرید چیزی رو نداره اون چیز رو نمیخره. پا نمیشه بره تو مغازه بگه حالا خدا بزرگه بریم ببینیم چی میشه!
ممنون از لطفتون ایشالا هیچ وقت هیچ خونواده ای مریض داری نکنه. تو خونواده ی ما دفعه ی دوم هستش که این قضیه پیش میاد، پدربزرگم هم با همین بیماری فوت کرد و نمیدونم شاید همین قضیه خیلی از نظر روحی شکسته مون کرده. جو خونه رو سعی میکنم خوب نگه دارم، بعضی وقتا خواهرزاده ها و برادرزاده هامو ورمیدارم میارم خیلی بهتر میشه. خودمم اینجا اولین جایی هستش که سفره ی دلمو باز کردم وگرنه تو خونه کسی هنوز اخمم هم ندیده.

نقل قول نوشته اصلی توسط الهه زیبایی ها نمایش پست ها
باسلام



چرا شده ایناها من!.....ما اون موقعی که پدرم کار میکرد وضعمون چندان تعریفی نداشت چه برسه که پدرم از کار افتاده شد! پس من میدونم بی پولی چیه....تا چند سال پیش هم خونه 90 دذصد با درامد من میچرخید...تازه تازه که برادر کوچیکم درس و سربازیش تموم شد رفت سرکار...من یِ سهمی از درامدم تونستم برای خودم بردارم!
ادم های پولدار دوروبرمون هم هیچ نگاه بدی نداشتن بهمون. دوستم هستیم باهم!
پدرو مادری هم که بچه اش و تحویل نمیگیره چون پول نداره!!!!من ندیدم!!!ولی خب حتما پیدا میشه...ادمها متفاوت اند...بنده نفس و اقای نفس داریم...فقط همه رو با یِ چوب نمیرنن
در کل
همه ادمها شبیه ادمهای اطراف ما نیستن!!
........................
برادر من چرا فک میکنی شرایطت منحصر به فرد؟؟؟

ان شالله که مریصتون شفا پیدا کنه....مریض داری انرژی ادم و تحلیل میبره ولی بازم جا داره روحیه تونو قوی کنید...شما که مردی ...قوی باش...بابا.جای من بودی چی؟؟ دخترها روحیشون ضعیف و حساسه.
به نظر من باور و روحیه و نگاهتون و عوض کنید زن خودش پیدا میشه

فرض کنید ازدواج کردید...پدر خانواده اید و یهو ورشکست شدید...یکی از اعضای خانواده هم مریضی بدی داره و...خانومتون هم شریک واقعیه...چه جوری میخواستید روحیه بدید به بقیه وقتی خودتون تو فاز منفی هستید؟!!
الان که مشکلتون با بقیه اعضا توقع زیادشون نیست؟؟؟
همه دارید کمک میکنید تو مخارج ...باهم پارو میزنید...قایقتون سوراخ نیست:)
چه خوب میشد اگه شادی هم به این خونه بیاد

حالا هم دیگه دوراه دارین
یا مثل این کارتون گالیور همش میگید من میدونم کارمون تمومه:) که هیچی دیگه ....وقتی خودتون میگید نمیشه...خب حتما ننیشه دیگه!!...اخرش چی دستونو میگیره ؟عمری که تو ناامیدی و غم سپری شده.

یا میگید حالا بذار شده خودم و بزنم به اون راه... ادای ادم های با شور و انرژی و دربیارم....شده بذای یِ مدت این روش هم امتحان کنیم...زنم پیدا نکردم اقلا از این خشمی که کم کم داره کل وجودم و میگیره خلاص میشم...که این خشم درونی خیلی اسیب میزنه !!جدی بگیرید حرفم و
همه باید نوشته هارو با دقت بخونیم ...نه؟؟
من گفتم شرایطم منحصر به فرده؟!؟ اتفاقا دقیقا خیلیا مثل من و از من بدترن. یه نگاهی به آمار ازدواج جوونا بندازین. فاجعه س.
نمیدونم چرا همه این برداشتو کردین که من الان نشستم دارم زار زار گریه میکنم و دنیا رو به ناله و نفرین گرفتم! بالاتر هم گفتم کسی هنوز اخم و گرفتگی از من تو خونه ندیده. ولی جو کلی خونه دیگه باید بتونین حدس بزنین چجوری هستش. برادرم که نزدیک ترین دوستمم هست از حال و اوضاع درونیم خبر نداره. این حرفا هم اولین بار اینجا زدم، نمیدونم شاید انشای غم انگیزی دارم. اصلا با لحن روباتیک بخونین حرفامو، خودمم همیشه پوکر فیسم :)
بالاتر هم عرض کردم. ناامیدی خیلی بهتره تا اینکه به امید واهی وردارم دست یکی رو بگیرم بیارم تو زندگی که از همین الان میدونم دخلم به خرجم نخواهد خوند.