متشکرم،
این کلمه ی "باید" منو می بره به حالت تدافعی.... این یعنی یه چیزی هست که دارم تهِ ذهنم مخفیش می کنم و دوست ندارم باهاش مواجه بشم.
فکر کنم هنوز یه سری از ترس هام رو نشناختم. ترس هایی که ریشه ی یه بایدهایی هستند، بایدهایی که یواشکی دارن ذهن و روانم رو به بند می کشن.
ممنون که بهش اشاره کردید، باید یدور دیگه بگردم و دردِ مواجه شدن با هرچیز دردناکی رو تحمل کنم. احتمالا بعدش یه بندها و گره هایی باز می شن.![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)