اخر سر ...ده روز بعدش فهمیدم اگه کارجور میشد میرفتم حتما وسط هاش میبریدم تازه اول گرفتاری بود...پس حکمتی بوده اون دم اخر قبول نکردنم....
ولی سوال اینه چرا دم اخر باید اتفاق بیافته؟؟ همه جی که به قول شما راحت حلو میرفت...پس جی شد؟!!
تو پست قبلی در مورد خودشناسی یه چیزهایی نوشتم ( از تجربیات شخصی ام )
تو مسائلی مانند کار و ازدواج آدم اول به خوشناسی برسه و در مسیر درست مشورت بگیره ( یعنی سبک و سنگین کنه )
بعضی موقع ها خداوند راههای مختلفی جلوی ما میذاره و می فرماید خودت انتخاب کن
از کجا می دونید کار درستی کردید نرفتید :)
اما :
خانم الهه زیبایی ها :
یه مدیر احتیاج به یه کارشناس داره
قلب نیاز به یه کارشناس داره
کارشناس قلب هم مغزه !
تو هر هدفی فقط دل مهم نیست ...بلکه باید عقل هم تایید کنه و صلاحیت هدف را بسنجه
که شما در شغلتون برا مصاحبه ،،، از کارشناس ( عقل ) کمک گرفتید و صلاح ندونستید برید .
خداوند گذاشت به اختیار خودتون
.................
بعضی موقع ها راه ها جلو نمیره منظور اینکه :
انسان به خودشناسی میرسه ( عقل + قلب ) - تلاش می کنه - دعا می کنه ... کمال گرا هم نیست ،،،ولی کار جلو نمیره
اینجاست باید بیشتر دقت کنیم ...شاید دچار خطای شناختی شدیم .
شاید یه هدف برا یه شخص خوب باشه ..ولی برا دیگری خوب نباشه
لذا باز خودشناسی مهمه .
و اینگونه بود که راوی. پی به اسرار نهان حیات خود نبرد:)
این راوی خیلی زرنگه و بعضی موقع ها سفسطه هم میکنه:)
علاقه مندی ها (Bookmarks)