به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 17 بهمن 98 [ 06:46]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    8,887
    سطح
    63
    Points: 8,887, Level: 63
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    46

    تشکرشده 37 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array

    حالم خوب نیست

    سلام.
    احساس میکنم افسرده شدم.
    حالم با زندگی خوب نیست.
    چشمام ی چشمه اشک شده.
    و هیچ کس را ندارم که باهاش حرف بزنم.
    من توی خانواده ای بزرگ شدم که دختر براشون کاملا بی ارزشه..
    سال ها جنگیدم..سال ها با تمام تابوهای خونه..با پدرم جنگیدم..
    تمام روحم هنوز زخمیه..و دردش را از اعماق حس میکنم..
    هنوز یادمه که وقتی صدای در می اومد چطور تنم می لرزید..
    اون دختری که همیشه جنگید و در ظاهر همیشه پیروز بود و همه تحسینش می کردن بزرگ شده
    و مادر شده..
    حالا که پدرم دیگه نیست و مادرم سالی یک بار هم خونه من نمیاد چون من فقط یک دخترم...از تنهایی خسته شدم..از جنگیدن خسته شدم..شوهرم مرد خوبیه اما اونی که باید پشت دیگری بایسته منم..نه اون..من خسته ام..حالم بده..دلم کمی حمایت میخواد..و فکر می کنم دیگه قوی بودن و پشتیبان بودن برام بسه..نشستم و به پهنای صورتم اشک میریزم و نمی دونم چرا..انگار که از هم پاشیدم
    یهو چشمم را باز کردم دیدم زندگیم خیلی خالیه..واقعا چرا هیچکس هرگز فکر نکرده من هم نیازهایی دارم..دارم به خودکشی فکر میکنم..دستامو نگاه میکنم و میگم چطور ممکنه با خودم اینکارو بکنم و دختر و پسرمو یک عمر عذاب بدم..بعد فکر میکنم خب بهتره که اونا زودتر از من بمیرن..بعد فکر میکنم چقدر بی رحمم..چ حقی دارم که حق زندگی را ازشون بگیرم..از شوهرم پرسیدم شاهرگ دقیقا کجاست..گفت می خوای خودتو بکشی..خندیدم و گفتم نه..که مادرت دو روزه زن بگیره برات و بچه هامو عذاب بده؟
    بچه هام ارزش جنگیدن دارن..اما من خیلی از هم پاشیده ام.
    نمیدونم این حرفها جوابی داره یا نه..فقط می خواستم ی کم خالی بشم.

  2. 2 کاربر از پست مفید SaYe_RoshAN تشکرکرده اند .

    miss seven (دوشنبه 20 آبان 98), Mvaz (سه شنبه 21 آبان 98)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:28 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.