سلام علیکم
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتیاق
حالا نه تا این حد ،، ولی جدا دلم براتون تنگ شده ...
من خوبم
ان شاالله شما هم حالتون خوب باشه .
احساس میکنم زمان داره به طرز عجیب و وحشتناکی میگذره
انگار دنبالمون کردن طبیعی نیست
بچه بودیم یه قانونی بود توی همه بازی هام بود
تا کم میاوردیم میگفتیم استپ stop !
بعد بازی متوقف میشد و کسی کاری نمیکرد
انقد دوست دارم بگم استپ بعد هیچ کسی کاری نکنه همه توی سنی که هستن موقعیتی که هستن بمونن
من بیام بهشون برسم .
نمیدونم چی بنویسم
ان شاالله بعدا میام بیشتر مینویسم
ارادتمندم .
التماس دعا .
2 نفر از اعضای خانواده باهم قهر کرده بودن ، میگفتن ما رو آشتی ندین ما باهم آشتی نمکنیم !
بی تربیتا .
بعد خواهرزاده ام به پدرش که یکی از طرفینِ این قهر میشه هدیه داده ( به هدیه اش هم ذوق کردم هم خندیدم )
یه جورایی منظورش اینه که بابا اگه آشتی نکنی مسلمون نیستی :)
( طرفین قهر دو باجناق جان نثار می باشند که قبلا همدیگرو "داداش" " سالار " " من نوکرتم " " من بند پوتیناتم " و.. صدا میزدن :)
خلاصه اینکه با هم آشتی کردن .











علاقه مندی ها (Bookmarks)