به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

Threaded View

  1. #1
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 25 اردیبهشت 01 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    39,710
    سطح
    100
    Points: 39,710, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    317
    Array

    به نظرتون ادامه آشنایی با این شخص کار درستیه؟

    سلام.
    حدود دو ماه هست که موردی پیش اومده.
    در کل همه چیزش خوبه‌. اما چند تا رفتارهای ریزی داشته که تکرار شده و برام آزاردهنده است.


    که نمی‌دونم مشکل از منه یا ایشون.

    اعتماد به نفسش یکم زیاده . یعنی یک سری دیدگاههای خاص برای خودش داره که بسیار معتقده دیدگاه درستیه. مثلاً اینکه خیلی رک حرف میزنه! و زیاد مراعات نمیکنه.

    یکی دیگه هم اینکه یکجورایی توی رفتارش و حرفهاش بوی ابراز بی نیازی مغرورانه ای حس میکنم!

    برای مورد اول مثلا یکم اوایل شوخ طبعی زیاد میکرد که من ازش خواستم لطفا در دوره آشنایی یک سری حریم رو رعایت کنه. فردای اون روز پیام داده بود که دارم میام طرفهای شما چند تا گل برای خونه بگیرم. که من آدرس یه گلخونه که هم قیمتهاش خوبه هم تنوع گلهاش زیاده توی اون منطقه خواستم بهش بدم. خیلی خشک و رسمی حرف زد و آخرش که من گفتم کاری ندارید؟ گفت از اولشم کاری نداشتم! و من حس خیلی بدی بهم دست داد.

    یه بار هم وویس فرستاده بود و سوال پرسیده بود. از اون سوالهایی که به دنبال جواب نبود و خودش توی سوالش جوابشو هم داده بود. و من اومدم جواب رو تایپ کنم ، یهو نوشت تایپ نکنید نمی‌خوام بخونم.

    یک بار دیگه هم یه پست آموزشی در مورد کرونا فرستاده بودم که وقتی دید نوشت تکراری بود!

    یک بار هم زنگ زده بود و گفت امروز چه کردید؟ و من گفتم امروز ۵۰، ۶۰ صفحه ای از کتاب بیشعوری رو خوندم. گفت اتفاقا دیروز که داشتم باهاتون حرف میزدم چند بار یاد این کتاب افتادم! که من سعی کردم منطقی بخورد کنم و گفتم چطور؟ رفتار یا حرف نامناسبی در حرفهای دیروزم بود؟ گفت فعلا وقت ندارم اندازه یه کتاب ۵۰۰ ، ۶۰۰ صفحه ای حرقف بزنم. بگذریم!

    یک بار دیگه هم من داشتم از اهمیت وجود علاقه توی زندگی حرف میزدم، که یهو گفت دو طرف نیاز دارند . و من هم گفتم بله. بعدش با یه حالت طعنه آمیزی گفت : حالا شما فکر میکنید با اینکه اینقدر خشک هستید به نظرتون چقدر تا حالا مایه گذاشته آید برای این ارتباط؟ که منم گفتم الان وقت مایه گذاشتن نیست. ضمن اینکه من تا مطمین نشم کسی اونقدر عاشقم هست و باهم تناسب داریم، عشق و عواطفمو وسط نمی‌ذارم. که باز یه حالت تمسخر آمیزی خندید و گفت خب نذارید انشالله به نتیجه مد نظرتون برسید.

    یه بار هم گفتم من فکر میکنم شما چندان انتقاد پذیر نیستید. گفت شما اگه به جای من فکر نکنید خیلی خوبه.


    من اصلا دلم نمیخواد بیشتر بشناسمش و ازش بدم اومده. نمی‌دونم دارم هیجانی تصمیم میگیرم یا واقعا اونجوری که فهمیده ام با یه بی شعور خودشیفته طرفم؟

    ویرایش توسط Pooh : یکشنبه 11 اسفند 98 در ساعت 17:57

  2. 2 کاربر از پست مفید Pooh تشکرکرده اند .

    rayehe (سه شنبه 05 فروردین 99), شمیم الزهرا (شنبه 24 اسفند 98)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.