به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 164

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 اسفند 99 [ 13:30]
    تاریخ عضویت
    1399-1-25
    نوشته ها
    93
    امتیاز
    3,200
    سطح
    34
    Points: 3,200, Level: 34
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 150
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    60

    تشکرشده 40 در 28 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط سحر بهاری نمایش پست ها
    من مطلبی به ذهنم رسید که مثل یک پرانتز مهم میخوام برای شما باز کنم و بهتون هشدار بدم. ( البته فقط یک نظر هست و تصمیم با شماست )

    شما در موقعیتی هستین که یک کار اشتباه ممکن هست عواقب ناگواری براتون داشته باشه. بله هدایت شدین به سمت اینکه حرفاتون و رفتارتون رنگ وابستگی و التماس نداشته باشه و تغییر کنین.

    اما خدمتتون عرض کنم هنوز اول راهین و کار زیادی انجام ندادین که منتظر نتیجه باشین و از طرفی شرایطتون با شرایط زندگی های دیگر کاملا متفاوت هست. اگر بخواین به همسرتون بگین باشه طلاق بگیریم و حق و حقوقم رو بده ممکن هست این مسیر برای شما جواب نده.

    الان همسرتون حرفی زدن، یا بهش عمل نمیکنن یا عمل میکنن. ممکن هست بگین مهریه بده و اون دو واکنش خواهد داشت؛

    یا میگه باشه، بخونه پدریتون برمیگردین و به تصمیمش جامعه ی عمل میپوشونه و در اینصورت پول رو میگیرین و همسرتون رو کاملا از دست میدین. ( یعنی بخودش که هدفتون بوده نمیرسین و بدتر ازش دور میشین )

    یا اگر توانش پرداختش رو نداشته باشه و نخواد بده وکیل به ایشون میگن بگو مهریت رو قسط بندی میکنم و میدم . اما از تصمیمم منصرف شدم من زنم رو دوست دارم و طلاق نمیدم. در اینصورت شما خوشحال میشین و ظاهرا به خواستتون میرسین اما چنان با شما زندگی خواهند کرد بمراتب بدتر از این روزها ... تا جایی که مهرتون رو حلال و جونتون رو آزاد کنین و به مقصود نرسین. نه به حق و حقوق و نه به همسر.

    یک فرق هست بین اون جدایی که شما شارژش کنین و اون جدایی که خودش بخواد و اون تفاوت اینه که ( در صورت خواست خودش ) حداقل بعدا خودتون رو سرزنش نخواهید کرد که چرا این کار رو کردم ، چرا تلاش بیشتری نکردم، چرا نفت رو این آتیش ریختم و ... که باید یک دوره رو هم بیاین برای این سرزنش ها و غم ها مشاوره بگیرین.

    هیچکسی از تغییر و آرامش و صبر لطمه ای ندیده، اونم برای همسری که همسر بوده منتهی ذهنش و قلبش خستس و کم آورده شده. شما انتخاب ایشون بودین که پس از شش سال دوستی ازدواج کردین و این شش سال هم زندگی کردین. ( یعنی در واقع آدم بدی نیست ) . یادتون هست نوشتین؛

    ...





    سلام سحر خانوم ممنون بابت پاسختون ديشب چند بار خوندم راست ميگين من دوست ندارم وارد پروسه قانوني و دعوا و اين بازيا بشيم اينكه من دوست ندارم آتو بدم دستش الان با اينكه ديگه ديره خواستم جبران كنم شايد بشه درستش كنم اين يه حقيقتيه كه اگه اون نخواد دنيام تلاش كنم فايده نداره ولي با تشكر از نظر عسل خانم من حوصله هيچكدوم از اين دو گزينه رو ندارم چون ريسك اين كار خيلي خيلي بالايه
    آره دلم واسه شوهرم تنگ شده ولي اون ديگه من رو دوست نداره واقعيتيه اصلا تلخه پايان دنيام نيست زندگي هميشه ادامه داره چي با هم چه تنها فقط فكر ميكنم استحقاق يه فرصت رو داشتم من هيچوقت تموم كننده نبودم هيچوقت انقدر سنگدل نبودم الانم نيومد از ديشب قرار بود ظهر بياد غذا درست كردم باز نيومد

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط *Asal* نمایش پست ها
    ن عزیزم اصلا شبیه اعلان جنگ نیس این اگرم باشه این اعلان جنگو همسرتون انجام داده وشمافقط قبولش میکنین.ببین همسرشماجدایی روانتخاب کرده البته ظاهرا، ن درواقع وشمام ظاهرا فقط باید ب خواستش تن بدی و بگی ک منم دیگه قبول میکنم.الان شماهرکاری ک ازدستت برمیومدکردی هرچقدک میتونستی اصرارکردی وبی فایده بود واگه ایشون واقعا انسان بود وواقعا منطقی بود وواقعاقصدش جدایی بودبااین رفتارای شماوحرفای شمانرم میشدوبهتون فرصت میدادتا سعی کنیددوباره باهم زندگیتونوبهتربسازید ب احترام این همه سال خاطره وروزای خوبی ک باهم داشتین و سالها زندگی مشترک ک راحت نمیشه خرابش کرد پس یقین داشته باشین ک جدایی ازطرف همسرتون فقط درحد ی حرفه و چون ازطرف شماداره بازخوردای خوبی میگیره داره ادامه میده.بااین اصرارای شمااون داره بیشترلذت میبره وبیشتراصرار ب جدایی میکنه.ببینین انسانها تا مرز ازدست دادن چیزی یا کسی پیش نرن قدرشو نمیدونن وشما وشما ب همسرتون اجازه نمیدین ک این حسو درک کنه وقدر شما رو بدونه.اگه این اتفاق بیافته همه چی درست میشه اونم‌میفهمه چقد شمارو دوس داره بدون شما نمیتونه واصلاجدایی چ تبعاتی براش داره هم ازلحاظ روحی وروانی وهم مالی پس قطعا پشیمون میشه فقط اگه شمااین اجازه روبهش بدین. پس موضعتونوعوض کنین اینارو ازکسی بشنوید ک تجربه۱۰ساله توهمچین زندگی ای باهمچین مردی داره.ی بارم ب ناچار این راهو امتحان کنیدچون چاره دیگه ای ندارید.
    من ۴سال پیش این کامنتوگذاشته بودم مشکلمون کاملاحل شدوآماده جدایی شده بودم بااینکه قبلش همونطور کاملاتو تاپیکم مشخصه خیلی ناراحت بودم وغصه میخوردم ولی گوشیمم خاموش کردم وب شوهرمم گفتم دیگه تموم شد.اونم حسابی ترسید ما بامامانش اینا وداداش اینا تو ی ساختمون بودیم وخیلی دخالت میکردن فوری رف ی خونه خوب خرید همینکه حس ازدست دادنمو پیداکرد ازین رو ب اون رو شد و باکلی منت کشی اومددنبالم واخلاقشم ازین رو ب اون روشد.

    - - - Updated - - -

    ببین من نمیگم طلاق بگیر ولی فعلا درحدحرف قبول کن و ب شوهرت بگو خودت برو درخواست طلاق بده وتمام حق وحقوقمم بده.چون توخواهان طلاقی ومنم بخاطرتوقبول میکنم وگرنه نمیخواستم.تابعدببین چی میشه
    من خوشحالم كه مشكلتون حل شده خدارو شكر ولي كلا معتقدم چون شما از اين راه نتيجه گرفتين من بگيرم شوهر من خيلي وقته بهاطر شرايط كاري به اين شرايط و فاصله عادت كرده گرفتن خودم ازش هيچ تاثيري نمزاره خودشم اصلا همينو ميخواد كه من بزارم برم كه اونم بگه آخ جون طلاق اصلا فكر نميكنم جدي نباشه بعد دوست ندارم پدر مادر رو اذيت ببينم ميدونم تهش تهش اينه من برم خونه پدر مادرم بگم باشه اصلا بگير ولي نه به قصد نقشه چون ميدونم اون نمياد دنبالم
    در مورد طلاقم بهش همينو گفتم گفتم طلاق ميخواي خودت برو بگير من طلاق توافقي نمدم و پاي همه حق و حقوقم هستم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط سحر بهاری نمایش پست ها
    من تاپیک شما رو برای کارشناسان محترم قرار میدم انشالله بیشتر راهنمایی میگیرین، قدری صبور باشین.
    واقعا لطف ميكنيد خيلي خيلي ممنون كه پيگيري ميكنيد من منتظر نظرات كارشناسي هستم
    يه نكته اي هست ميدونم شوهرم از اين زندگي اصلا راضي نيست ميگفت فيلم جوكر رو كه ميديذ همش باهاش همدردي ميكرد وقتي ماسك خنديدن ميزد ميگفت ميخوام ماسكم رو بردارم ماسك خوشبختي من با تو خوشبخت نيستم ماسك زدم دوست داشتم الان ميمردم اينو نميشنيدم ولي نظرش رو گفته مثل باقي چيزا خيلي دلم خونه صبر ميكنم
    ویرایش توسط ويولت : جمعه 05 اردیبهشت 99 در ساعت 15:02


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.