آبی آرام بلند عزیز، اشتباه نکن...
پدر شما جسم و روانش همزمان درگیر هست و اگر بخوایم ببینیم واقعا چه کسی خسته هست، چه کسی رنج بیشتری کشیده، چه کسی تنها تر شده، چه کسی حساس تر شده و .... پدر شماست.
هیچ انسانی ۲۰ نیست و هر کسی معایبی براش مطرح هست، حالا اگر روی این مسائل فردی یه مشکل بزرگتر سایه بندازه چه اتفاقی میافته؟
مثل این هست برف بباره ، سرد باشه، زلزله هم بیاد...
چه کسی میتونه از آدم گرفتار در این بحران انتظاری داشته باشه؟
پدرتون مثل هر انسانی و حتی بیشتر نیاز به کمک روحی روانی داره تا براش انگیزه ایجاد بشه و تصمیم جدی برای ترک بگیره .
اون مواردی که من برای شما گفتم مُسکن نبود، راه حل شماست. اگر تصمیم به برون رفت از چنین شرایطی دارید، شما و برادرتون باید تلاش جدیدی رو شروع کنین چون علاوه بر پدر، خودتونم نیاز مبرمی به شرایط مطلوب دارین ( که بهش واقف ترین ) .
وقتی پدرتون از نظر جسمی به شرایط خوب نزدیک بشه تازه میتونه به رفتارهاش، اشتباهاتش و ... فکر کنه. هیچکسی خارج خونه به اندازه ی خودتون، اثرگذار نیست. همت کنید، عشق بورزید و رفتارها و گفتارهای خودتون رو طبق موارد قبل که مطرح کردم کنترل کنید. شما وقتی که خودتون از نظر جسمی سالمید نمیتونید تغییری کنید یا نمیپذیرید اشتتباهی دارید، در این شرایط توقع داشته باشید پدرتون که کاملا ( جسمس و روانی ) درگیر هست تغییر کنه! فکر کنید .











علاقه مندی ها (Bookmarks)