
نوشته اصلی توسط
Pooh
سلام.
ویولت عزیز، من فکر میکنم چهره ی نگران پدر و مادرت، از زمان درگیر شدن شما با مشکلات روحی و وسواس، اغاز نشده.
بلکه فکر میکنم قبل از اون هم چهره اونها سر هیچ و پوچ هم هی نگران بوده و اون چهره همیشه نگران و احتمالا هشدار دهنده اونها یکی از دلایل درگیر شدن شما به اضطراب و وسواس بوده.
عذاب وجدان نداشته باشید. شاخ و برگ اضافه به مشکلاتتون ندید. بار ذهنی خودتون رو با عذاب وجدان الکی سنگین نکنید.
من یه چیزی رو متوجه شدم. البته بهتره بگم در حد عقل خودم.... اینکه ادمهایی که دارای سلامت کامل روان و جسم بوده اند و ... شادتر زندگی میکنند و از سطح شادی های شخصی کم پیش میاد بالاتر برن. ولی اونهایی که انواع مشکلات رو داشته اند، وقتی به اون مشکل غلبه میکنند و اون مشکل در اونها خلاقیتی ایجاد میکنه، میتونن تاریخ ساز و بسیار موثر تر از اون در ناز و نعمت و سلامت پرورده ها بشن و از حد لذتهای شخصی فراتر برن و دستگیر دیگران بشن.
چیزی که من در شما میبینم و فکر میکنم دیگران هم در این تالار میبینند، شجاعت شما در پذیرش ضعف هاتون و تلاش برای رفعش است. تا حالا به نظر من بسیار خوب دارید رفتار میکنید. و توان بالقوه ای فوق العاده دارید برای رسیدن به ارامش درونی.
مقداری تمرکز زدایی کنید از قضیه ادامه یا طلاق. ببینید ، یا همسر شما نظرش تغییر میکنه و به زندگی برمیگرده و به شما فرصت میده و خودش هم عیوبش رو برطرف میکنه، یا باز سر موضع خودش میمونه و برای جدایی پافشاری میکنه.
وقتی شما بتونید روی شخص خودتون تمرکز کنید و لذت و شادی و هویت خودتون رو پیدا کنید، اگر حالت اول اتفاق افتاد، زنی دلپذیرتر و موفق تر در زندگی خواهید شد. و اگر حالت دوم اتفاق بیفتد، توان این رو یافته اید که احساستون رو التیام بدید و خودتون رو در آغوش بگیرید.
به نظر من که الان نبودن همسرتون فرصت خوبی هست برای اینکه روی خودتون تمرکز کنید.
دوچرخه سواری، یوگا، شنا، یا هر برنامه ورزشی که علاقمند هستید رو حتما در برنامتون قرار بدید.
راستی، اگر درست یادم باشه ساعت کاری شما از ۷ شب تا ۱۱ شب بود
میشه برامون بگید بقیه زمانتون رو چجوری میگذرونید و چه میکنید؟
علاقه مندی ها (Bookmarks)