خواهش میکنم، پوه عزیز
شما غیر از خودتون، باید به طرف مقابل هم متوجه باشین. حالا بحث در مورد شرایط و آمادگی شما برای مبحث مهم ازدواج جای خودش رو داره ( با توجه به مطالب ارسالیتون در انجمن ) که باید بررسی کنیم. اما اهمیت این مسئله در نظر شما بسیار مهم هست و بنظرم بدترین تصمیم ها رو میشه در زمانی گرفت که شما هیچ انرژی و کششی برای ازدواج با شخصی ندارید و ممکن هست وابسته به شرایط طرف مقابل تصمیم نادرستی بگیرین.
اینکه منفعلید یا بخاطر رفتارهای گذشته خانواده نگرانی دارین، باز هم اگر اونفرد مد نظر شما بود اینها نمیتونست بازدارنده و مانع باشه.
اما ازدواج پیوند دو خانواده هم هست.
اینچنین که از نوشته ی شما خوندم در میان افراد خانوادتون هم خیلی مورد احترام نیستن و این بسیار مهم هست. اگر مسئله رو برعکس کنیم پوه در خانواده ای میره که جاریهاش قبل از ورودش مسخرش میکنن یا خیلی قبولش ندارن، حتی شاید همسرش! ... خب چنین ارتباطی یک شبه قابل حل هست؟ اگر کسی چنین بگه قطعا اشتباه میکنه.
بهتر هست ابتدا در درون خودت به توافق برسی و سپس دنبال رفع مسائل بیرونی باشی.
اینکه آیا من آمادگی ازدواج دارم؟
آیا چنین فردی از جانب من قابل قبول است؟
آیا میتوانم بعنوان همسر اون رو بپذیرم؟
آیا شخصیت قوی در بیان نظر خودم دارم؟
ازدواج چقدر برای من مهم هست؟
آیا میتونم اون حال خوش لازم رو با خودم در جهت شروع یک زندگی مشترک داشته باشم؟
و ده ها سؤال دیگر











علاقه مندی ها (Bookmarks)