به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

Threaded View

  1. #1
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array

    ببینیمشون.... بهشون کمک کنیم... باهاشون مهربان باشیم....

    سلام دوستان،

    من امشب یه تجربه تلخ داشتم.

    داشتم فکر می کردم حالا که گذشته و رفته، چطور می تونم جبران کنم؟ چیکار کنم که بتونم خودم رو ببخشم؟

    یکی از فکرهایی که به ذهنم رسید ایجاد این تاپیک بود.

    داستانم کوتاهه...

    امشب پدرم بخاطر کمر دردش وقت دکتر داشت. خواهرم همراهیش می کرد، اما من هم رفتم که مجبور نشن تو سالن انتظار بمونن.

    منشی یکی دوبار محاسبه کرد و گفت نیم ساعت یا 20 دقیقه دیگه نوبت پدر شما می شه. منم هربار رفتم پایین که تو سالن انتظار نباشم. و بالاخره موفق شدم پدرم رو بدون اینکه یک دقیقه هم در سالن انتظار باشه، بفرستم تو اتاق دکتر.

    و تازه اون موقع پیرمردی رو دیدم که داشت از درد به خودش می پیچید....

    خدا منو مرگ بده... هر بار که اومدم تو سالن و رفتم، این پیرمرد تقریبا 80 ساله و نحیف جلوی چشمم بود. نگاهش کردم، اما ندیدمش....

    هربار که چند دقیقه ای توی سالن بودم، یه صدایی مثل ناله توجهم رو جلب کرد، اما چون ماسک داشت، منبع صدا رو پیدا نکردم. و البته زیاد هم دقت نکردم.

    رفتم ازش پرسیدم پاتون درد می کنه؟ (دستش رو به زانوش فشار می داد) تازه اون موقع بود که به چشم هاش دقت کردم و دیدم از شدت درد قرمز و اشکی هستن... قلبم تیر کشید...

    آقایی که کنارش بود (در سن نوه ش بود) گفت کمرش درد می کنه. گفتم خب بگید نوبتشون رو جلو بندازن. سکوت کرد. به منشی گفتم این آقا درد دارن، من تا الان حواسم نبود بهتون بگم.

    اونم انگار تازه دیدش، با اینکه تمام مدت جلوی چشمش نشسته بود. اسمش رو پرسید که نفر بعد بفرسته.

    من و این منشی تنها آدم هایی نبودیم که یه انسان جلومون از درد به خودش می پیچید و ما طوری نگاهش کردیم که انگار یه ماهی داره توی آکواریوم شنا می کنه.....

    اونجا خیلی های دیگه هم بودن. هیچکس به فکرش نرسید نوبتش رو بهش بده. هیچکس فکر نکرد این پیرمرد توی این وضعیت کرونا نباید این مدت اینجا بشینه...

    فکر هرکس مشغولِ خودش و همراه خودش بود.



    بچه ها بیاید یه کاری بکنیم. بیاید هربار به یه آدم مسن کمک کردیم، یا حواسمون نبود و کمک نکردیم، اما بعد فهمیدیم که چطور می تونستیم بهش کمک کنیم،

    بیایم اینجا ماجرا رو بنویسیم. این باعث می شه کم کم ذهن تعداد بیشتری از ما، نسبت به سالمندان حساس بشه. و ببینیمشون.

    باعث می شه حواسمون جمع بشه که کارهای ساده ای مثل طی کردن چند متر راه، یا درک کردن منظور کارمندی که سریع یه روال کاری رو توضیح می ده، یا شنیدن صدای کسی که از پشت ماسک حرف می زنه، یا تحمل کردن بداخلاقی و تندی یه نفر، یا حرف زدن با صدای بلند که به گوش راننده اتوبوس برسه، یا شنیدن صدای منشی، یا نوشتن چند خط، یا بالا رفتن از چند تا پله، و خیلی کارهای دیگه که الان برای ما ساده هستند،

    برای انسان های دیگه ای هم سخت هستن. و شاید توام با درد...

    خواهش می کنم هربار مشکل یا درد یه سالمند توجهتون رو جلب کرد، اگر کمک کردید یا کمک نکردید، اینجا بنویسید چون حداقل سودش اینه که توجه بقیه رو جلب می کنید. و جایی دور از شما، کار خوبی که انجام دادید یا انجام ندادید، توسط یک فرد دیگه برای یه سالمند دیگه انجام می شه.


    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  2. 11 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    Eram (سه شنبه 24 تیر 99), gholam1234 (سه شنبه 24 تیر 99), miss seven (سه شنبه 24 تیر 99), Mvaz (سه شنبه 24 تیر 99), الهه زیبایی ها (سه شنبه 24 تیر 99), بی نهایت (سه شنبه 31 تیر 99), باغبان (چهارشنبه 25 تیر 99), زن ایرانی (سه شنبه 24 تیر 99), سحر بهاری (چهارشنبه 25 تیر 99), شمیم الزهرا (سه شنبه 24 تیر 99)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:39 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.