سلام
حدود سه ماه از موقعی که اولین پست رو گذاشتم میگذره...اصلا نفهمیدم چطور گذشت
ولی با وجود تمام تلاش هام حتی از قبل هم حالم بدتر شده...راحت بگم حتی به فکر خودکشی هم افتادم ولی خب از ترس عذاب اخرتش اینکار رو هم نکردم... راحت بگم عرضه خودکشی رو هم ندارم
تو این مدت سعی کردم به نظرات و پیشنهادات دوستان عمل کنم ولی هیچ تغییری نکردم
دنبال کار رفتم...رفتم تو یه پیتزا فروشی کار کردم ولی خب این کار واسه من نبود ...یه لحظه موقع نظافت به خودم اومدم گفتم من اینجا چیکار میکنم؟ چرا دارم وقتمو تلف میکنم در حالی که حالم از این کار به هم می خوره...میدونید کارش ۶ ساعت بود ولی کل روز رو درگیر میکرد...خلاصه ازش اومدم بیرون
دنبال کارای سربازیم رفتم ولی هی در مسیر این کار همه دلم رو خالی می کردن و می کنن...همه...دوستان و فامیل و خونواده
سعی کردم برم دنبال درس ولی خب چون به ریاضیات و فیزیک و این چیزا دیگه علاقه ای ندارم گفتم برم رشته حقوق دانشگاه آزاد، پولش هم یجور درست میشه ولی وقتی دانشگاه آزاد لیست رشته های بدون کنکورشو بیرون داد دو تا دانشگاه شهر من اصلا رشته حقوق بدون کنکور نداشتن، اینم نشد
از اون بدتر هی به این فکر می کنم که یک سال وقت تلف کردم برای هیچی شاید تکراری باشه ولی هنوز که هنوزه نمی تونم از فکر سربازی آتش نشانی و کاری که پدر و مادرم باهام کردن بیرون بیام
شبا کارم شده حسرت خوردن و گریه کردن
من تو کل دنیا فقط ورزش و موسیقی رو دوست دارم که موسیقی رو برای این نمیرم که اون موسیقی که من می خوام حرومه و با عذاب وجدانش کنار نمیام چون دوست داشتم دیجی بشم و موسیقی دنس درست کنم و خب این کارا گناه بزرگی محسوب میشه، نه می تونم ازش متنفر بشم و ولش کنم و نه میتونم برم سمتش
ورزش هم که هیچی
جدای از مشکلات بدنم قضیه فقط پوله پول پول
وقتی پول نداشته باشی انگار تو این دنیا آدم حساب نمیشی یه باشگاه mma پیدا کردم که ماهی ۸۰۰ میگیره و یه باشگاه کیک بوکسینگ هم ماهی ۲۰۰ پای آدم در میاد
من چطور این پول ها رو جور کنم؟ کار کنم که وقت نمیکنم اصن برم؟ از بابامم نمی تونم بگیرم چون به این چیزا میگه خیالات میگه بعدا برات پول نمیشه
البته نه اینکه بهش بگم بهم نمیده، میده ولی با نارضایتی کامل
زندگی مضخرف یکنواخت
وژدانن نقش من تو این دنیا چیه؟
دنبال علاقه ها نمیشه رفت چون پول می خوان
دنبال پول هم نمیشه رفت چون علاقه ای نیست
آدم اگه نتونه به علاقش برسه چه فرقی میکنه به چی برسه که نخواد اونی که دوست داره بشه چه فرقی میکنه رئیس جمهور بشه یا کارگر ، به هر حال اونی نیست که دوستش داره
هیچ راهکاری به ذهنم نمیرسه
فقط میدونم به نقطه ای از زندگیم تو سن ۱۹ سالگی رسیدم که فهمیدم هیچی نیستم
لعنت به این زندگی
این ها رو هم نگفتم که بهم راه حل بدید چون قبلاً بهم راه حل دادید و ازتون خیلی ممنونم (هر چند اگه راه حلی هم دارین خوشحال میشم ببینم )
این ها رو بیشتر گفتم برای اینکه خالی بشم
شاید تاثیر داشته باشه
کلی حرف های نزده دارم
همشو اینجا می نویسم که خالی بشم








علاقه مندی ها (Bookmarks)