به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 255

Threaded View

  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 19 شهریور 04 [ 10:34]
    تاریخ عضویت
    1393-6-31
    نوشته ها
    589
    امتیاز
    21,366
    سطح
    92
    Points: 21,366, Level: 92
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 984
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    1,314

    تشکرشده 1,494 در 483 پست

    Rep Power
    142
    Array
    آقای باغبان چقدر عالی بود شعرهایی که آوردین و معنی کردید. بازم از این شعرها اگه داشتین بذارید.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط باغبان نمایش پست ها






    در ادبیات فارسی و بخصوص شعر فارسی در باره ناپایداری دنیا برای انسان و بی اعتباری آن ، بحث های فراوانی مطرح و اشعار زیادی سروده شده است
    که تقریبا همگی انسان را به نداشتن حرص و آز و علاقه وافر نداشتن به تجملات دنیایی و غنیمت دانستن دم و لحظه و خوشباشی در همه لحظات توصیه کرده اند .



    خیام

    خیام جهان را گذران و بی اعتبار میداند و توصیه اش مدام این است که غم جهان گذران نباید خورد و فرصت را باید غنیمت دانست و شاد بود :
    برخیز مخور غم جهان گذران
    بنشین و دمی به شادمانی گذران
    در طبع جهان اگر وفائی بودی
    نوبت به تو خود نیامدی از دگران




    بنا بر اعتقاد خیام ، کسی به فردا دسترسی ندارد و هر فکری که در باره فردا داشته باشی ، سودائی بیش نیست ،
    پس بهتر است که عمر را تباه نکنیم و شادی را از یاد نبریم چون نمیدانیم که باقی عمر چه مقدار است و چه ارزش گرانبهائی دارد :
    امروز تو را دسترس فردا نیست
    و اندیشه فردات بجز سودا نیست
    ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست
    کاین باقی عمر را بها پیدا نیست



    خیام میگوید از کسانی که این راه دور و دراز زندگانی را رفته اند ، کسی برنگشته است تا به ما بگوید که راز و اسرار بعد ا زمرگ چیست ،
    پس ای انسان بر دو راهه آز و حرص ، و نیاز به فردا ، ساکن وباقی نباش چون برنمی گردی :
    از جمله رفتگان این راه دراز
    بازآمده کیست تا به ما گوید راز
    پس بر سر این دو راهه آز و نیاز
    تا هیچ نمانی که نمیایی باز



    کسی از افراد انسان و بشریت نتوانسته اسرار و راز مرگ را بر ما آشکار نماید و همه افراد بشردر هر سطحی از دانش و دانائی ، در این مورد دچار عجز و درماندگی است چون بی اطلاع است :
    کس مشکل اسرار اجل را نگشاد
    کس یک قدم از دایره بیرون ننهاد
    من می نگرم ز مبتدی تا استاد
    عجز است به دست هر که از ماد زاد



    هر چه که در جهان وجود دارد برای انسان حالت هیچ و باد را دارد چون در حقیقت انسان در نهایت چیزی در دست ندارد و دست خالی از جهان می رود .
    هر چه در دنیا وجود دارد با نقصان و کمبود روبروست و از بین رفتنی است پس می توان فکر کرد که هر چه هست در حقیقت وجود ندارد و یا برعکس :
    چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
    چون هست بهر چه هست نقصان و شکست
    انگار هر چه هست در عالم نیست
    پندار که هر چه نیست در عالم هست




    در این جهان ناپایدار ، باز هم افرادی پیدا می شوند که وقتی مالی و یا اموالی بدست می آورند به خود غره می شوند ولی مدتی که بگذرد ، ناگاه اجل بر وی وارد می شود و همه چیز را بر باد میدهد :
    هر یک چندی یکی برآید ، که منم
    با نعمت و با سیم و زر آید ، که منم
    چون کارک او نظام گیرد روزی
    ناگه اجل از کمین درآید ، که منم





    خیام معتقد است که پس در جهان و دنیای با این اوصاف گفته شده ، نباید نه غم آنچه گذشته را بخوریم ، ونه غم فردایی که نیامده ، و حال و دم را باید غنیمت شمرد و خوش بود :
    از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن
    فردا که نیامده است فریاد مکن
    بر نامده و گذشته بنیاد مکن
    حالی خوش باش و عمر بر باد مکن







    ناصر خسرو

    ناصر خسرو که از چهل سالگی از نظر فکری متحول شده و به و بدنبال بحث و فحص و استدلال و حقیقت جوئی به نقاط و کشورهای زیادی مسافرت نمود
    و با افراد زیادی از نحله فکری گوناگون بحث و گفتگو نموده است ،
    او نیز مانند شعرای دیگری چون خیام ، معتقد است که به فردای نیامده و دیروز گذشته نباید فکر کرد و امروز که پیدا و مشخص است ملاک رفتار و عمل و تصمیم است ؛
    پیمانه این چرخ را همه نامست
    معروف بامروز و دی و فردا
    فردات نیامد و دی کجا شد
    زین هر سه جز امروز نیست پیدا



    همچنین این جهان را خواب آشفته ای میداند که نبایستی بدان دلخوش بود وبه آن دل بست .
    این جهان خوابست خواب ای پور باب
    شاد چون باشی بدین آشفته خواب
    دل بر این آشفته خواب اندر مبند
    پیش کو از تو بتابد ، تو بتاب










    دو تا چایی گذاشتم ، یکی اول تاپیک و یکی آخر تاپیک ،،، همشو نخورید ،،،
    داغ داغ هم نخورید...دندوناتون می ریزه
    :)
    در پناه حق
    واقعا همینطوره. وقتی فیلم ها و عکسهای گذشته مان رو نگاه می کنیم می فهمیم این عمر چقدر راحت گذشت و هیچی....

    من زیاد میشه که افسوس گذشته را می خورم. اخیرا با خودم گفتم واقعا توی زندگی چه چیزی ارزش داره... خلاصه که دچار نوعی بحران هویت شدم و نمیدونم اساسا دارم به کجا میرم. این شعرها چقدر خوب آدم رو متوجه میکنه که حداقل در پی هیچ و پوچ نباشه.

    به نور نگاه کن ! سایه ها پشت سرت خواهند بود.
    ویرایش توسط zolal : دوشنبه 13 مرداد 99 در ساعت 23:50

  2. 2 کاربر از پست مفید zolal تشکرکرده اند .

    Mvaz (سه شنبه 14 مرداد 99), باغبان (سه شنبه 14 مرداد 99)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. عذاب وجدان بی پایان منو به مرز جنون رسونده
    توسط عشق آفرین در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: شنبه 08 شهریور 93, 12:17
  2. سوژه‌ای به شیرینی چند همسری!
    توسط lord.hamed در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 24 دی 92, 23:02
  3. سوژه خنده های ایرانی (عکس )
    توسط کنجکاو در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 38
    آخرين نوشته: چهارشنبه 06 دی 91, 12:16
  4. در سوگ حامد 65 !
    توسط meysamm در انجمن مسائل واخبار اعضاء و تالار
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: شنبه 11 تیر 90, 04:14

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.