یادش بخیر قدیما گل آقا یه کاریکاتور چاپ کرد که توش دولت اومده بود وضعیت اقتصادی مردم رو بررسی بکنه. مامور اومده بود خونه زندگی طرف رو جمع زده بود دیده بود یه خونه 10 تومنی پایین شهر داره، یه ماشین 2 تومنی و .... آخرش دیده بود مثلا 20 میلیون سرمایه داره. ماموره به دستیارش گفت بنویس میلیونر فقیر :) اون کاریکاتور در واقع اوضاع احوال 20-30 سال بعدمون رو داشت نشون میداد. آره الان خیلیا ظاهرا خیلی چیزا دارن ولی تو اقتصادی که همه چیز به مویی بنده، از کجا معلوم فردا همون یذره رو داشته باشه.
امیدوارم اون زوج ها خوشبخت بشن ولی کم هم ندیدم زوج هایی که هر سال مجبور بودن برن دو محله پایین تر اجاره کنن. در نهایتم درامدشون کفاف اجاره خونه رو نداد و اثاثیه شون رو بردن خونه پدر مادراشون. اون زندگی زندگی میشه دیگه؟
اگه قابل بدونین من هم کف همین جامعه دارم زندگی میکنم، از شاگرد صافکاری کار کردم تا فروش لباس عروس و لوازم برقی ماشین سنگین و مجوز اقامت اتباع خارجی و ترجمه و .... همه ی اینا در کنار کار تخصصی خودم. پز نمیدم میخوام بدونین انعطاف به اندازه کافی داشتم و دارم ولی دیگه کار از این حرفا گذشته.
یه بالانسی باید باشه بین سختی ها و آسونیهای زندگی. من جوون میام میشینم حساب میکنم ماهی انقدر پس انداز کنم 88 سال دیگه میتونم یه واحد آپارتمان فسقلی بخرم :| خوب من الان از پوسته ی نمیتونم خارج بشم یا داخلش بمونم؟ دیگه مصیبت هم یه حدی و یه لیمیتی باید داشته باشه. چرا باید اوضاع به این حد از تخیل برسه که من نوعی مجبور بشم انقدر استانداردامو بیارم پایین و برم بیابونای دارغوزآباد و تازه یه فسقل جا رو "اجاره" کنم؟!؟ مردم دیگه به هرچیزی دارن چنگ می زنن بلکه خودشونو از این ورطه نجات بدن. یه روز دلار، یه روز سکه، یه روز بورس، یه روز بازاریابی شبکه ای، یه روز کوفت، یه روز زهرمار! ولی هرچی بیشتر دست و پا میزنن فقط دارن بیشتر فرو میرن. آره بعضی ها هم بودن که با ایده های بکر و خوبی که داشتن به خیلی جاها رسیدن ولی به قدری تعدادشون کمه که جزو استثنائات حساب میشن. ما داریم در مورد عامه ی مردم صحبت میکنیم.
ببین از جوجه رنگی به کجا رسیدیم![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)