به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 1928

Threaded View

  1. #10
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 19 بهمن 04 [ 23:26]
    تاریخ عضویت
    1391-8-10
    محل سکونت
    جنوب
    نوشته ها
    1,664
    امتیاز
    48,038
    سطح
    100
    Points: 48,038, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 30.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    8,218

    تشکرشده 6,659 در 1,532 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    381
    Array
    سلام
    گاهی حس شعر گفتن میاد سراغم.یادم نمیاد آخرین بار کی اینجوری میشدم.شاید وقتی نوجوونی ۱۳یا۱۴ ساله بودم.اونموقع زندگی واسم خیلی عمیقتر اما سطحی تر بود!!!عجیبه نه؟؟!!!عمیق واسه اینکه میدونستم چی میخوام وکجای زندگی خودمم فقط خودم!و سطحی به این دلیل که بازهم فقط خودم!!اصلا نمیدونستم اطرافم چه خبره ومثل همه نوجوونها فارغ از غم ها وناخوشی ها واسه خودم سرکشی ها میکردم!با خدای خودم اونجور که دلم میخواست صمیمی بودم.شادبودم وعاشق.واسه همین هم گاهی دلم میخواست شعر بگم!
    الان هم خیلی دلم میخواد شعر بگم وخیلی زیاد شعر میخونم،مخصوصا شعر های امیر خسرو دهلوی!!!باورتون میشه اولین باره توی عمرم که ازش شعر میخونم اصلا نمیدونم چرا اما به دلم میشینن بدجور!
    اصلا یه بیت شعر هرجا میبینم محوش میشم وشروع میکنم دکلمه وار توی ذهنم به خوندنش!!
    شما تجربه داشتین این حس وحال رو؟؟؟؟واسم هم عجیبه هم غریب!
    دلم خیلی پره ومغزم خیلی شلوغ...
    خدا رو هم که نگو!!هم دوره هم نزدیک!هم مهربونه هم...!!!
    بعضی وقتها ازش میترسم.کوچیکتر که بودم معنی ترس از خدا واسم یه چیز دیگه بود.مثلا ترس از جهنم واین چیزها!!!
    الان ولی فرق میکنه.از خودش میترسم.از اینکه توجه اش رو ازم برداره.ازاینکه دیگه زیر نظرش نباشم.ازاینکه تنهام بزاره.
    بچه هام یه تب کنن خودمو باختم وبدجور میرم توی بغل خدا واشک میریزم که انگار بچه ای داره به مادرش التماس میکنه اسباب بازی میخوام!!!!
    احوالاتم عجیبه ونفسم سنگین میره ومیاد.!
    منتظر پاییز هستم،بی صبرانه!تا انرژی وحال خوب درونم برگرده وکیف کنم!!!

  2. 5 کاربر از پست مفید paiize تشکرکرده اند .

    Mvaz (دوشنبه 24 شهریور 99), فرشته اردیبهشت (سه شنبه 25 شهریور 99), افسونگر (چهارشنبه 26 شهریور 99), الهه زیبایی ها (دوشنبه 24 شهریور 99), سحر بهاری (دوشنبه 24 شهریور 99)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.