ممنون
من زمان کافی داشتم . ما با هم همکار هستیم . هر دو با هم و همزمان استخدام شدیم وشش ماه بعد عقد کردیم . خواستگاری و همه مراسم های سنتی را داشتیم . ولی فکر کنم در ارتباطهایی که با هم داشتیم بیشتر به حاشیه ها رفتیم . مطالب مهم را گفتیم مثل مذهب و ...می دونید شاید درست فکر نکردم . می دونید من اینکه می گن چشم و گوش ادم بسته می شه خیلی موافقم . من چیزهایی که قبلا ها به خودم می گفتم باید با خواستگارانم مطرح کنم همش یادم رفت . انگار این وصلت همینطوری خود به خود جلو می رفت . تفاوت سطح فرهنگ را اون موقع اصلا نفهمیدم اما بعد از عقد و وارد زندگی شون شدن فهمیدم . شاید هم فهمیده بودم ولی نمی دیدم . نمی دونم .
من جواد را واقعا دوست دارم . نه متوجه نشدم چون با من خوب رفتار می کرد . این چیزا که من می گم مربوط به زندگی کردن می شه . اون موقع نمی شد فهمید . اینها زمان عقد بستگی براشون هیچی مهم نیست جلوی جمع با هم نوازش می کنن و می گین و می خندنن هرشب خونه عروس هستند و صبح تا لنگ ظهر می خوابن . اما اینها را ما بد می دونیم . من فوق العاده خجالت می کشیدم تا ظهر با هم بخوابیم و خانواده طبقه بالا باشند . اما اون اینها را درک نمی کرد و هرچه من می خواستم خونه ما کمتر بیاد ناراحت می شد و همه اینها شاید برایش عقده شده باشه . خوب من هم تحت فشار بودم .
می خوام تفاوت فرهنگ را بگم . ما خیلی محترمانه و مودب سلام و احوالپرسی می کنیم اما اینها مردهاشون اصلا به زنها محل نمی ذارن . در یک جمع مهمانی مردها همینطور سرشون پایین می اندازن و می رن نمی گن زنها هم ادمن . به جرات می گم با مردهای اینا من تا حالا درست حسابی سلام نکردم . اما ما اینطوری نیستیم در عین اینکه خیلی مذهبی هستیم خیلی متین با هم سلام و علیک می کنیم و جدا می شیم
با ارایش کردن مشکل دارن . من دوست دارم عروس هستم ته ارایش داشته باشم اما اونا متعصب هستند و مخالف . شوهر من می گه نباید کوچکترین ارایش داشته باشی بیرون می ایی ولی من می گم در حد خیلی کم که معلون نشه مهم نیست . تازه من خیلی خوب رومو می گیرم که پیدا نباشه
اما ویژگیهای خوبش : مهربون - با محبت - با ایمان - اهل مهارت و فن مهندسی - خوش تیپ و خوش اندام -با وفا و با معرفت - اهل بگو و بخند - خوش اخلاق به طور کلی وقتی عصبانی می شی دیگه هیچی جلودارش نیستی .- خیلی اخلاق های خوب دیگه که یادم نمی یاد بگم