نقل قول نوشته اصلی توسط نازنین2010 نمایش پست ها
خییلی احساسی برخورد میکنید ،مثل یه دختر 14 ساله
مردی که تا این حد احساساتی باشه اصلا جذابیتی برا یه زن غیر احساسی نداره

درسته که شما عاشقش هستین و خیلی دوسش دارید اما باید یه کنترلی رو خودتون داشته باشین ، همش در مورد احساس عجز و ناتوانی و حرفای منفی که اگه عشقم نباشه ، اگه منو نخواد و....

هنوز همسر قانونی شماست فک کن یه مدت رفته پیش خانوادش تا خوش باشه و شما بتونی زندگی را سروسامان بدی ، در نبودش هم واقعا زندگیتو سروسامان بده از لحاظ شغلی و موقعیت مالی سعی کن پیشرفت داشته باشی

خواسته فعلی این خانم اینه که شما دورو برش نباشین پس به این خواسته احترام بزار و خودخوری نکن ، افکار منفی را بریز دور ، خیالبافی منفی نداشته باش

در مورد تولد طوری برو که انگار به دعوت مادرش رفتی دقیقا مثل یه مهمون، حرفی از بازگشت نزن ، با مادرش هم در این مورد حرفی نزن چون مادرش هم تحت فشاره و نمیتونه قولی به تو بده و البته تصمیم اصلی را هم نمیگیره


با خانوادت ارتباط بگیر، خیلی رفتار بد و دید منفی نسبت به خانوادت داری و بیرحمانه کنارشون گذاشتی

زندگی ابعاد دیگه ای غیر از ازدواج هم داره ، به نظر میرسه تمام زندگی و افکار واطرافیان شما تحت تاثیر ازدواج و عشق شما قرار دارن و نمیتونی که تعادل و حدی بین ازدواج و ابعاد دیگه زندگیت برقرار کنی. تمام دنیای شما در عشق خلاصه شده از این تک بعد خارج شد تمام دنیا را با هم داشته باش. قوی بودن یعنی همین ، یعنی بتونی با مشکلات دست و پنجه نرم کنی یعنی بتونی از چیزای منفی بهره مثبت ببری
##کاملا درست می فرمایید، کاملا منطقیه و قبول دارم،،، واقعا تشکر می کنم ازتون،و تمامی این کارها رو انجام خواهم داد، متشکرم از نصایح به جا و صحیحتون، از تمامی دوستان بزرگوار تشکر می کنم، واقعا اومدن من به این سایت واجب بود