به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 84

Threaded View

  1. #17
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 شهریور 05 [ 01:25]
    تاریخ عضویت
    1390-6-17
    نوشته ها
    1,916
    امتیاز
    43,566
    سطح
    100
    Points: 43,566, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    3,893

    تشکرشده 3,096 در 1,314 پست

    Rep Power
    318
    Array
    مساله اینه که بابا، وظیفه ی من میدونه.

    چند بار امتحان کردم و نرفتم غذا درست کنم و بابا مشغول شد. ولی با من سرسنگین شد. حتی وقتی مثلا گفتم چقدر خوشمزه شده دستتون درد نکنه، جوابمو نداد.

    مساله اینه که من اگه یه روز انجام ندم، محکوم میشم. با کم محلی، با جواب سلام ندادن، با شنیدن جملاتی نظیر است خدایا منم بردار و ....


    ضمن اینکه تازه همین پدر، به من دستور هم میده. که مثلا دیشب عروس خانم نصفه شب صدای عطسش میومده. براش سوپ درست کن یه وقت سرماخورده باشه.

    همین پدر من، اگه من بگم بیاید ما غذامونو بخوریم اونا معلوم نیست کس بیدار شن، میگه نه صبر کن اونا بیدار شن بعد. منم که تنهایی شروع کنم دیگه غذامو بخورم و به خودم بگم خب بقیه به من چه، دوباره من محکوم میشم با امثال همون اول حالتهایی که مثال زدم.

    منت؟ نه خیر، این منت نیست. اعتراض به من رو نوکر محسوب کردنه.


    امتحان کردم یکبار سطل دستشویی رو خالی نکردم و گفتم بذار من نکنم، شاید یه بار یکی دیگشون خالی کنه. باورتون نمیشه که در حد اونقدر پر شدن که درش باز بمونه و بعدش هم دیگه جا نداشته باشه تا شعاع ۲۰ سانتیش دستمال ریخته باشه، صبر کردم و یکیشون به رو نیاورد.


    نمیدونم، شاید هم من اشتباه میکنم که ازشون نمیخوام! شاید باید واضح بگم فلانی امروز غذا رو درست کن. فلانی بلند شو سطلو که خالی کن و ....


    نمیدونم. گاهی هم حس میکنم کاملا عمدی و آگاهانه کمکی نمیکنه. هفته قبل من سه روز رفتم خوابگاه. قبل رفتن، غذای فرداش رو پخته بودم. یعنی عملا ایشون نهایتا دو روز غذا پخته.

    ولی یه چیزهایی آدم میبینه که این حس به آدم دست میده عمدا جوری کار کرده که دفعه دیگه کاری به عهدش نذاری!

    مثلا اومدم دیدم دمکش سوخته، بشقاب شکسته، دسته قابلمه سوخته، رب گوجه روی سرویس ها ریخته شده بوده و خشک شده و چسبیده، توی سطل زباله بدون گذاشتن پلاستیک آشغال ریخته شده، اومده شمع درست کنه ریخته روی شعله های اجاق و وقتی گاز رو روشن میکنی بوی آزاردهنده ای میاد و بعد میفهمی اومده شمع درست کنه و پارافین ریخته روی شعله ها و ....


    حالا با فرض اینکه من کم صبرم و منت میذارم و خشم دارم و مشکل منم، شما بفرمایید آدم سالم، در روبرو شدن با این چیزها، چه برخوردی انجام میده؟

    - - - Updated - - -

    مساله اینه که بابا، وظیفه ی من میدونه.

    چند بار امتحان کردم و نرفتم غذا درست کنم و بابا مشغول شد. ولی با من سرسنگین شد. حتی وقتی مثلا گفتم چقدر خوشمزه شده دستتون درد نکنه، جوابمو نداد.

    مساله اینه که من اگه یه روز انجام ندم، محکوم میشم. با کم محلی، با جواب سلام ندادن، با شنیدن جملاتی نظیر است خدایا منم بردار و ....


    ضمن اینکه تازه همین پدر، به من دستور هم میده. که مثلا دیشب عروس خانم نصفه شب صدای عطسش میومده. براش سوپ درست کن یه وقت سرماخورده باشه.

    همین پدر من، اگه من بگم بیاید ما غذامونو بخوریم اونا معلوم نیست کس بیدار شن، میگه نه صبر کن اونا بیدار شن بعد. منم که تنهایی شروع کنم دیگه غذامو بخورم و به خودم بگم خب بقیه به من چه، دوباره من محکوم میشم با امثال همون اول حالتهایی که مثال زدم.

    منت؟ نه خیر، این منت نیست. اعتراض به من رو نوکر محسوب کردنه.


    امتحان کردم یکبار سطل دستشویی رو خالی نکردم و گفتم بذار من نکنم، شاید یه بار یکی دیگشون خالی کنه. باورتون نمیشه که در حد اونقدر پر شدن که درش باز بمونه و بعدش هم دیگه جا نداشته باشه تا شعاع ۲۰ سانتیش دستمال ریخته باشه، صبر کردم و یکیشون به رو نیاورد.


    نمیدونم، شاید هم من اشتباه میکنم که ازشون نمیخوام! شاید باید واضح بگم فلانی امروز غذا رو درست کن. فلانی بلند شو سطلو که خالی کن و ....


    نمیدونم. گاهی هم حس میکنم کاملا عمدی و آگاهانه کمکی نمیکنه. هفته قبل من سه روز رفتم خوابگاه. قبل رفتن، غذای فرداش رو پخته بودم. یعنی عملا ایشون نهایتا دو روز غذا پخته.

    ولی یه چیزهایی آدم میبینه که این حس به آدم دست میده عمدا جوری کار کرده که دفعه دیگه کاری به عهدش نذاری!

    مثلا اومدم دیدم دمکش سوخته، بشقاب شکسته، دسته قابلمه سوخته، رب گوجه روی سرویس ها ریخته شده بوده و خشک شده و چسبیده، توی سطل زباله بدون گذاشتن پلاستیک آشغال ریخته شده، اومده شمع درست کنه ریخته روی شعله های اجاق و وقتی گاز رو روشن میکنی بوی آزاردهنده ای میاد و بعد میفهمی اومده شمع درست کنه و پارافین ریخته روی شعله ها و ....


    حالا با فرض اینکه من کم صبرم و منت میذارم و خشم دارم و مشکل منم.,شما بفرمایید آدم سالم، در روبرو شدن با این چیزها، چه برخوردی انجام میده؟
    ویرایش توسط Pooh : سه شنبه 12 اسفند 99 در ساعت 08:22


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.