نقل قول نوشته اصلی توسط فکور نمایش پست ها
با سلام
البته اینجا فکر می کنم جای مناسبی برای بحث در مورد اختلاف نظرها نیست و اگر مدیر سایت صلاح می دونن نظر من رو حذف کنن
خطاب به آقای بهرنگ
یک جمله معروف هست که میگه " اگر همون مسیری رو بری که قبلا رفتی حتما همون نتیجه ای رو می گیری که قبلا گرفتی"
مسیر پیشنهادی شما، دقیقا کاری هست که قبلا انجام شده، از موضع ضعف و با دیدگاه سازش مطلق
نتیجه شده نتیجه فعلی

الان برگشت به اون مسیر، اون مرد رو حق به جانب تر هم می کنه
اینکه اینم به مطالب قبلی اضافه میشه که تو با چشم سیاه و بدن داغون رفتی خونه پدرت و بالاخره برگشتی می بینی که حق با من بوده می بینی که کاری نمی تونی بکنی و ...
شرایطی بدتر از شرایط قبل

شکسته شدن غرور یک مرد اصلا شرایط ایده آلی نیست ولی برای بعضی افراد چاره ای نیست باید از این غرور کم بشه. از این حق به جانبی. اگر این کار با رفتن پیش مشاور و روانپزشک و ... انجام بشه چه بهتر، اگه نشد از مسیرهای دیگه فقط برای دادن آخرین شانس به یک زندگی مشترک و نه برای اصرار به ادامه زندگی مشترک به هر قیمتی.

من فکر می کنم شرایط یک زن مطلقه تو خونه پدرش خیلی بهتر از شرایط یک زن در زندگی با مردی هست که هر لحظه بگیردش زیر مشت و لگد. البته نظر شخصی من هست.
و این مورد هم قطعا از فرد به فرد دیگه فرق می کنه شاید باشند خانمهایی که به هر حال بگن باید تو زندگی مشترک باشیم حتی شده از موضع ضعف حتی شده زیر مشت و لگد و تحقیر

به هر حال دیدگاهها متفاوته
ممنون که حرف دلم رو زدین با شما کاملا موافقم
من اگر قرار باشه بازم مثل قبل پاشم برم خونه بشینم که چیزی درست نمیشه
این ادم باید غرورش کم بشه اینقدر خودش رو برتر ندونه
منم اشتباهاتی داشتم ولی اگر من اشتباهات اورو می کردم ایا او به من فرصتی میداد؟؟؟
من اصلا دلم با این زندگی نیست
هیچ حسی ندارم و به شدت ناراحتم ازشون که حتی از من دلجویی نکردن و الانم منتظرن بلکه بابای من بره خونه شون حرف بزنه
پیغام دادن که ما نمیایم اونجا اگر می خواین شما بیاین حرف بزنیم
شما بگین که کی باید پیش قدم بشه؟؟؟
درسته به خانواده ها ربطی نداره و همه اینو میگین
ولی وقتی ۸۰ درصد دعواهای شدید ما سر خدنواده ها و توقعاتی هست ک پسرشون از پدر مادر من داره بازم یعنی ما نباید اونارو دخالت بدیم؟؟؟
ب خدا اگه یکی از فامیلاشون فوت کنه من استرس میگیرم که داستان درست نکنه که چرا مادرت اینا تسلیت نگفتن مراسم نیومدن و از این توقعات

اقای بهرنگ نظراتشون خوبه ولی برای کسی که اولین بار باشه کارش به اینجا می کشه و از سر بچه بازی و لج بازی اومده باشه خونه باباش

چندتا از خانوم هایی که دقیقا شرایط منو تجربه کردن تونستن درک کنن من چی میگم

پدر من دنبال صلحه و فقط میگه با خانوادش صحبت کنیم که بعدا شما دو نفر سر ماها مشکل نداشته باشین
ولی اونا بعد ۴۰ روز هنوز در بنده اینن ک کی اول زنگ بزنه ما خورد نشیم
ایا پدر مادرش با توجه به اینکه من چندین بار باهاشون حرف زدم و ازشون کمک خواستم الان نباشد قدمی بر دارن؟؟؟
منم خودم دلم نمی خواد ب حق طلاق و اینا بکشه
من اگه بخوام با هزار مکافات حق طلاق بگیرم همون طلاق بگیرم بهتره
ولی واسه این خانواده که کلا روال زندگی خودشون رو دارن و انگار نه انگار عروسی هم داشتن چجوری باید رفتار کرد؟؟؟

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط Behrang نمایش پست ها
برای من شکی باقی نموند که همسر شما خصوصیاتی که در ادامه میگم داره (اگر این خصوصیات نداره بگید).

همسر شما احساساتی هست. ادم خیال پردازی و احتمالا رمانتیک هست و قطعا شما کاملا متوجه این حالت ایشون شدید.

به نظرم ظاهر کاملا آرسته و خاصی داره و در اجتماع آدم خوش خلق و در خونه سخت گیر هست.

ادم خوش سلیقه ای هست و شاید کمی گوشه گیر باشه (شما برای همین فکر میکنید فقط به خانوادش وابسته هست)

بر اساس موارد بالا ایشون فکر میکنه شما کامل درکش نمکنید و شما این رفتار ایشون به نشخوااار فکری مرتبط مکنید!


- شما در مواجهه با ایشون چیکار باید بکنید:

در برخورد با ایشون احساسات خودتون بروز بدید و خیلی جدی نباشید (به نظرم شما احساساتتون پنهان میکنید و ادم جدی هستید)

علت اینکه بحث بعد از چند روز دوباره مطرح میکنه اینه که ایشون شما رو ادم همدلی نمیبینه.
دلیل اینکه ایشون بعد چند روز ادامه میده اینه که میگه تو باید عذرخواهی کنی ازم این با منطق شما جور در میاد؟؟؟؟؟؟

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط Behrang نمایش پست ها
برای من شکی باقی نموند که همسر شما خصوصیاتی که در ادامه میگم داره (اگر این خصوصیات نداره بگید).

همسر شما احساساتی هست. ادم خیال پردازی و احتمالا رمانتیک هست و قطعا شما کاملا متوجه این حالت ایشون شدید.

به نظرم ظاهر کاملا آرسته و خاصی داره و در اجتماع آدم خوش خلق و در خونه سخت گیر هست.

ادم خوش سلیقه ای هست و شاید کمی گوشه گیر باشه (شما برای همین فکر میکنید فقط به خانوادش وابسته هست)

بر اساس موارد بالا ایشون فکر میکنه شما کامل درکش نمکنید و شما این رفتار ایشون به نشخوااار فکری مرتبط مکنید!


- شما در مواجهه با ایشون چیکار باید بکنید:

در برخورد با ایشون احساسات خودتون بروز بدید و خیلی جدی نباشید (به نظرم شما احساساتتون پنهان میکنید و ادم جدی هستید)

علت اینکه بحث بعد از چند روز دوباره مطرح میکنه اینه که ایشون شما رو ادم همدلی نمیبینه.
نقل قول نوشته اصلی توسط نازنین2010 نمایش پست ها
چرا پدر شما دنبال گرفتن حق طلاق هست ؟

معلومه که خودش و خانوادش در مورد پیشنهاد پدر شما همکاری نمیکنند و شما باید ماه ها بلا تکلیف بمونی تادر آخر پدرت از پیشنهادش کوتاه بیاد

اصلا هم صحیح نیست که خانواده اش را وارد این ماجرا میکنید. خانوادش قطعا از پسرشون حمایت می کنند و این وسط احترام ها مخصوصا احترام به شما از بین میره و حرفایی بهت میزنن و نقاط ضعفت را گوش زد میکنند


وقتی شما دوسش داری و از طرفی ایشون خواهان برگشت شماست ضمن اینکه خانوادش هم دخالتی ندارن بهتر بود پدر شما با سیاست تر و منطقی تر رفتار میکرد


به نظر میاد شما اینجایی تا گزارش کار بدی و در واقع تصمیم گیرنده نیستی
عزیزم پس کیو وارد کنیم؟؟ بعد از بار سوم دیگه به کی بگیم؟؟
من خواهان برگشت به اون زندگی با اون روال نیستم
حق داری ک بگی میای اینجا گزارش بدی
من اگه سردرگم نبود نمی اودم اینجا و کمک بخوام

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط Behrang نمایش پست ها
برای من شکی باقی نموند که همسر شما خصوصیاتی که در ادامه میگم داره (اگر این خصوصیات نداره بگید).

همسر شما احساساتی هست. ادم خیال پردازی و احتمالا رمانتیک هست و قطعا شما کاملا متوجه این حالت ایشون شدید.

به نظرم ظاهر کاملا آرسته و خاصی داره و در اجتماع آدم خوش خلق و در خونه سخت گیر هست.

ادم خوش سلیقه ای هست و شاید کمی گوشه گیر باشه (شما برای همین فکر میکنید فقط به خانوادش وابسته هست)

بر اساس موارد بالا ایشون فکر میکنه شما کامل درکش نمکنید و شما این رفتار ایشون به نشخوااار فکری مرتبط مکنید!


- شما در مواجهه با ایشون چیکار باید بکنید:

در برخورد با ایشون احساسات خودتون بروز بدید و خیلی جدی نباشید (به نظرم شما احساساتتون پنهان میکنید و ادم جدی هستید)

علت اینکه بحث بعد از چند روز دوباره مطرح میکنه اینه که ایشون شما رو ادم همدلی نمیبینه.
نقل قول نوشته اصلی توسط نازنین2010 نمایش پست ها
چرا پدر شما دنبال گرفتن حق طلاق هست ؟

معلومه که خودش و خانوادش در مورد پیشنهاد پدر شما همکاری نمیکنند و شما باید ماه ها بلا تکلیف بمونی تادر آخر پدرت از پیشنهادش کوتاه بیاد

اصلا هم صحیح نیست که خانواده اش را وارد این ماجرا میکنید. خانوادش قطعا از پسرشون حمایت می کنند و این وسط احترام ها مخصوصا احترام به شما از بین میره و حرفایی بهت میزنن و نقاط ضعفت را گوش زد میکنند


وقتی شما دوسش داری و از طرفی ایشون خواهان برگشت شماست ضمن اینکه خانوادش هم دخالتی ندارن بهتر بود پدر شما با سیاست تر و منطقی تر رفتار میکرد


به نظر میاد شما اینجایی تا گزارش کار بدی و در واقع تصمیم گیرنده نیستی
عزیزم پس کیو وارد کنیم؟؟ بعد از بار سوم دیگه به کی بگیم؟؟
من خواهان برگشت به اون زندگی با اون روال نیستم
حق داری ک بگی میای اینجا گزارش بدی
من اگه سردرگم نبود نمی اودم اینجا و کمک بخوام