رهایی از افکار منفی خود
از آنجایی که درگیری با افکار منفی در ما حس منفی ایجاد می کند و عملکرد و اعتماد به نفس ما را نیز کاهش می دهد. لازم است که بدانیم چگونه از دام افکار منفی خلاص شویم.
آیا تاکنون برایتان پیش آمده که در شرایط بسیار بدی قرار گرفته باشید علامت ولی به خاطر امید و ایمانی که دارید، افکار منفی را تحمّل کرده اید و به هدفتان رسیده اید و تسلیم افکار منفی نشده باشید. اگر در ذهنتان مدام مرور کنید که من نمی توانم قطعاً نخواهید توانست ولی اگر به خودتان بگویید: با اینکه این کار مشکل است ولی من با امید به خدا و تکیه بر توانایی هایم آن را انجام می دهم، اینجاست که به موفقیت می رسید چون توانمندی هایتان را پذیرفته اید.
مثلاً آزمون یا کار بسیار مهمی داشته اید ولی خودتان برای خودتان دلیل و برهان برای انجام ندادن مبنی بر نتوانستن آن بیاورید.
نکته: خود افکار منفی برای ما مشکل ایجاد نمی کنند. بلکه تمرکز و توجّه و تکرارشان در
ذهن و صحبت دربارۀ آن ها، باعث می شود ذهن ما این افکار منفی را باور کند و وقتی باور کردیم، بدنمان هم می پذیرد و همان کار را انجام می دهد. به این صورت که وقتی من به خودم مدام بگویم که من نمی توانم شنا یاد بگیرم. زمانی هم که بخواهم آموزش ببینم ذهنم آن را نمی پذیرد و می گوید تو واقعاً نمی توانی، نمی توانی و قطعاً نخواهم توانست.
چرا وقتی با افکار منفی درگیر می شویم باید خودمان را مشغول کار دیگری بکنیم؟
فواید سرگرم کردن خود زمانی که اسیر افکار منفی هستیم:
1- سرگرم شدن از شدیدتر شدن درگیری با افکار منفی و افسردگی جلوگیری می کند
2- ما معمولاً منتظر می شویم حالمان خوب شود و سپس کارهایمان را انجام می دهیم در صورتی که اگر خود را مشغول کار دیگری کنیم، بطور ناخود آگاه درگیری و احساس بد فراموش می شود و حالمان بهتر می شود.
3- به نقاط قوّت خود پی می بریم.
4- نقطه نظرات خوب دیگران را نسبت به خودمان در می یابیم.
تمرین های مربوط به سرگرم کردن خود زمانی که افکار منفی به سراغتان می آید:
تمرین 1:
یکی از خاطرات شیرین و لذّت بخش خود را به یاد بیاورید.
تمرین 2:
به مسیر فکر منفی خود انحراف دهید: اگر از افکار منفی واقعاً ناراحت هستید به هر چیزی بجز آن فکرکنید قطعاً فراموش خواهید کرد.
تمرین 3:
عبارت های مثبت تأکیدی را تکرار کنید: ما با درگیر شدن با افکار منفی، روحیه غمگین و حس بد را در خودمان ادامه می دهیم و آن ها را در وجودمان نهادینه می کنیم.
تمرین 4: وقتی افکار منفی شما را داغون می کند.
1-4-به افکار منفی بگویید: کجا با این عجله؟! بایست. اگر تنها هستید، بلند بگویید و اگر در جمع هستید، در دلتان بگویید.
2-4-یا اینکه دور دست تان کش ببندید و وقتی افکار منفی به سراغتان آمد، کش را بکشید تا به دست تان بخورد. وقتی درد گرفت متوجه می شوید که یعنی افکار منفی کاری باشما ندارند پس رهایشان کنید.
افکار استدلالی یا افکار بهانه تراش
افکار استدلالی آن دسته از افکاری هستند که باعث می شوند ما نتوانیم کارهای مهم خود را انجام دهیم.
روس هَریس در کتاب اعتماد به نفس گمشده می گوید: رایج ترین افکار افکار استدلالی به 4 دسته تقسیم می شوند. که به نظر من بهتر است دسته پنجم را به آن بیفزاییم.
1- موانع: ذهن ما همه موانع و سختی ها را در نظر می گیرد و می گوید من نمی توانم. البته بلافاصله راه حل نیز نشان می دهد.
مثلاً برای ایجاد فرصت برای کتاب خوانی ذهن ابتدا می گوید : تو فرصت نداری مطالعه کنی. و سپس راه حل می دهد : ببین، تلاش کن از زمان حضور در شبکه های اجتماعی کم کنی و تلفن همراهت را کنار بگذاری (سه متر دور از خودت) و مطالعه این کتاب را شروع کنید.
تمرین: لطفاً تلفن همراهتان را با دست راست تان بردارید.
همراه گرامی ما همین الان گفتیم که تلفن همراه خود را سه متر دورتر از خود قرار دهید پس چطور همین الان آن را برداشتید!
2- خود داوری ها:
ذهن ما با دلیل آوردن، ناتوانی مان را به ما ثابت می کند (ناتوانی از قبل آموخته شده) و می گوید: نمی توانم. او می گوید: «ببین چه مشکلات بزرگی سر راهت است.»، «از خیر انجام آن بگذر.»، «اصلاً نمی توانی حلشان کنی»، «همان بهتر که جلوتر نروی.»، «اصلاً در همین حالت بمانی بهتر است.»، «ممکنه ضایع شوی»، در همین جا ذهن راه حل دهنده راه حلی نشان میدهد.
«مثلاً اگر می خواهیم به کلاس افزایش اعتماد به نفس برویم می گوید: «ببین تو از اول اعتماد به نفست پایین بود، اصلاً هر کاری هم بکنی نمی توانی اعتماد به نفست را بالا ببری.»؛ولی ذهن راه حل دهنده می گوید : خیلی از افرادی بودند که اعتماد به نفس پایین داشتند ولی با آموزش و تمرین اعتماد به نفسشان افزایش پیدا کرد.
3- مقایسه ها:
ذهن ما ناعادلانه مهارت ما را با دیگران مقایسه می کند و می گوید: او بهتر است تو که نمی توانی «مثلاً در زمینه سخنرانی ذهن من می گوید :"ببین بهرام پور چقدر عالی سخنرانی می کنه.او واقعاً اسطوره سخن است. تو نمی توانی مثل او باشی".ولی از طرف دیگر ذهنم راه حل هم ارائه می دهد و می گوید:"ببین بهرام پور 4 سال زحمت کشیده تا به اینجا رسیده تو هم تلاشت رو بکن . با آموزش و تمرین نه تنها می توانی شبیه او شوی بلکه می توانی از او هم بهتر باشی و اگر او توانسته تو هم می توانی"، فقط کافی است بجای گفتن چرا اینطوری شده، بگویی : چگونه آن طور که می خواهم، بشوم؟
4- پیش بینی ها:
ذهن ما شکست را پیش بینی می کند. همین الان که این کتاب را می نویسم پیش بینی های منفی ذهن من می گوید: اگر محتوای کتاب به درد نخورد چی؟ اگر خواننده کتاب خوشش نیامد چی؟ اگر ... و اگرهای دیگر.
پیشبینیهای مثبت ذهن من می گوید:
این کتاب اعتماد به نفس را که می نویسی، چون به زبان ساده و کاربردی مطرح شده همه می توانند از آن استفاده کرده و با انجام تمرین هایش اعتماد به نفسشان را افزایش دهند تا زندگی شان همراه با آرامش باشد. همچنین به علت مشاوره ای که در این ده سال ارائه کردی با مشکلات مردم و دلایل اعتماد به نفس پایینشان آشنا هستی. این ها بزرگترین منفعت زندگی توست. پس به نوشتن عاشقانه این کتاب ادامه بده چون خیلی ها به این کتاب نیاز دارند.
5- بزرگ نمایی:
گاهی مشکل یا مسئلۀ پیش آمده عادّی است. در این حالت افکار مثبت می گویند: راه حلی پیدا می کنیم ناراحت نباش. ولی افکار منفی می گویند: ای وای، ای داد، ای هوار اگر این مشکل طور دیگری شود چه می شود! اگر نتوانی مسئله را حل کنی بدبخت می شوی. آبرویت می رود. عزت و احترام خودت را پیش مردم از دست می دهی و آنقدر می گوید که صورت مسئله را زیر سؤال می برد.
اگر با مسئله بصورت عادی برخورد کنیم، می توانیم جواب را در صورت مسئله پیدا کنیم؛ مثلاً ماندن در ترافیک در شهر تهران معضلی است که اگر هر روز بگوییم ای وای! چرا مشکل ترافیک تهران حل نمی شود. هر روز چقدر وقتم به هدر می رود و .... این صحبت ها مشکلی را حل نمی کند. ولی اگر فکر کنیم می توانیم از همان وقت مرده استفاده کنیم.
توجه:
افکار منفی را نمی توانیم دور بیندازیم. چون داشتن افکار منفی طبیعی است. افکار منفی می آیند و می روند مهم این است که ما روی آن تمرکز نکنیم و به آن توجه نکنیم. با این کار از اسارت افکار منفی درآمده و مانند این است که کلید خاموش آن را زده باشیم.
«کیفیت افکار شما تعیین کننده کیفیت زندگی شماست.» وِرا پیفِر
تمرین: جایگزینی افکار مثبت به جای افکار مضر
هر زمان افکار منفی به سراغتان آمد:
1- یک قلم در دست داشته باشید و افکار منفی خود را بنویسید. الان میتوانید همین جا بنویسید
.................................................. .................................................. ............................
.................................................. .................................................. ............................
2-حالا تصور کنید دانه دانه افکار منفی تان را می گذارید روی ابرها و آن ها محو می شوند
3-آیا الان احساس آرامش ندارید؟.................................... ...........
تمرین: خنثی کردن افکار یا ذهن خالی
تصور کنید زیر درخت گیلاس پر شکوفه و در کنار آب روان نشسته اید. و گلبرگ های شکوفه گیلاس در آن آب روان می افتند و می روند. حالا تک تک افکار منفی که به ذهن تان می آید را روی یک گلبرگ بگذارید و اجازه بدهید که برود اگر ذهنتان گفت چه تمرین مسخره ای ! آن را هم به آب بسپارید. اگر ذهنتان گفت مگر بیکاری ؟ آن را هم بسپارید به آب. و هر چه و هر چه به ذهنتان آمد همه را به آب روان بسپارید.با این تمرین تمامی افکار شما جاری خواهد شد و شما می توانید افکار خود را تحت کنترل در آورید.
زمانی که افکار منفی کنترل شدند پس بزرگترین مانع برداشته شده و نمی توانم ها کمرنگ شده و می توانم ها اجازه بروز خواهند داشت.







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)