سلام اگر واقعا این واقعه طلاق بر اساس همین نوشته های شما باشه، یا هردو شما نیازه مهارتها و قدرت پذیرش تون رو بالا ببرید، ویا این واقعه طلاق بر اساس چیزی بیش از این است که ذکر کردین.
که در این حالت یا شما به آن آگاه هستین و ذکر نکردین، که بهتر کامل بگید تا دوستان راهنمایی جامع تر کنند یا آگاهی به ریشه اصلی ندارین که باید به آن ریشه هر چه زودتر آگاهی یابید.
فقط چند نکته از نوشته های شما بر میاد که دو تاش اینا هست:
۱. هر زنی نیاز حمایت از سوی همسرش داره، هر چی این نیاز برآورده نشه، خانم دلسرد تر میشه ، در زمانی که خواهرتون چنین حرفی زدن، باید قضیه رو طوری مدیریت میکردین که حس حامی بودن در همسرتون قوت بیشتری بگیره و این تهدید رو به فرصت تبدیل کنید.
۲. مورد بعدی در مورد مشارکت با همسرتون در تصمیم های زندگی هست، در مورد چنین تصمیم مهمی که همسرتون بخشی از اون بوده و قصد آشتی با خواهر تون رو داشتین، چقدر با همسرتون در گرفتن این تصمیم در تعامل بودین؟ علی ظاهر فقط بعد از تصمیم گیری به ایشون اطلاع دادین.
اگر این برداشت ها درست باشه، نشون میده که فقط همسرتون در این اقدام به طلاق موثر نیست. هر دو نیازه با مشاوره ریشه ها رو پیدا کنید و نسبت به همدیگر هم پوشانی داشته باشید








علاقه مندی ها (Bookmarks)