سلام
منم یک مورد مهم دیگری رو که در تاپیک قبلی شما خوندم، سربسته اشاره میکنم .
بعضی از ما درگیر یکسری تفکرات اشتباه هستیم. فرضا نسبت به شخصی یا رابطه عاطفی شناخت و آگاهی ناقصی داریم و با همین درک ناقص پیش میریم و آسیب میبینیم. در حالی که تفکراتمون با واقعیت های دنیای بیرون کمترین تطابق رو داره.
لازمه بدونیم، ما نمیتونیم تا وقتی که به شناخت خوبی از خودمون نرسیدیم، بلد نیستیم کسی رو بشناسیم ، آگاهی ها و مهارت های خودمونو افزایش ندادیم، قبل از ازدواج خودمونو تعمیر نکردیم و... فکر کنیم اگر جای دیگری بودیم احتمالا خوشبخت میشدیم.
همین موضوعی که مدیریت برای شما جدا کردن رو دقت بفرمایین؛
»»» کاش یه دختر زیبا بودم.
یعنی اگر من بینی بزرگی دارم، چشم ریزی دارم، یا چاقم و ... اینو تعمیم میدم به کل وجودم. من هیچ استعدادی ،دستاوردی، زیبایی دیگری، آگاهی و ... ندارم! فقط میدونم زشتم، کل وجودم بده، به درد نمیخوره!
این مشکل سازه، چون هر جایی برم با همین تفکر پا میذارم، همین یک مشکلی که دارم و حلش نمیکنم میتونه هر جایی، هر ارتباطی رو تحت تاثیر خودش قرار بده.
شما همسرتون رو همینطور که هست پذیرفتین، قبوله که اون هم مواردی در موردش مطرحه، اما نپرداختن جدی شما به مشکلات فردی خودتون، سبب شده رنج بیشتری بکشین. شاید بپرسین مثلا من چه اشتباهی کردم؟!
خوبه که در مورد مسئله ی درآمد و هزینه هاتون آینده نگر هستین، ولی با کمک مشاوره جداگانه برنامه ریزی و مدیریت داشته باشین.
نکتهی مهم این مسئله اینجاست که لطفا دقت کنین جاتون با همسرتون عوض نشه، یعنی شما به مشکلات فردی همسرتون دامن نزنین. هر کسی سر جای خودش و در نقش خودش باشه، یعنی همونطور که اشاره کردین همسرتون احساس مرد بودنش بشما منتقل نمیشه، اون هم ممکنه در آینده زن بودن شما رو ضعیف تشخیص بده و درگیر مشکلات دیگری جز شاغل بودن و مدیریت هزینه ها بشین.









علاقه مندی ها (Bookmarks)