شاد عزیز پیش مشاور هم رفتم ، یعنی از ابتدای موضوع و قبل از جدایی مشاوره می شدم . دکتر هم میگفت به هیچ قیمتی ازش جدا نشم چون خودم از بین میرم ، ولی هر چی تلاش کردم نشد. الان هم میگه باید صبر کنی همین ، اون حتی معتقده نباید بذاری همسر جدیدت تو این قضیه درگیر بشه.به پیشنهاد اون دارم تمام خاطرات و لحظه هایی که با همسر قبلم داشتم و جاهایی که با هم رفتیم رو یادداشت می کنم و سعی می کنم هر جایی که قبلا رفتم تو همون شرایط با همسر جدیدم برم و همچنین برعکس به جای اینکه سعی کنم خاطراتم رو فراموش کنم اون ها رو یادداشت کنم و هر روز بخونم ، این باعث می شه به طور فشرده اون رو فراموش کنم. روش خیلی جالبی هم هست. البته در کنارش خاطرات خوب رو هم با همسر جدیدم تجربه کنم. ولی حيف که همسر جدیدم اینارو نمی بینه چون انقدر که مهربونه من واقعا شرمنده روح بزرگشم.شاید یکی از دلایلی که به صورت فشرده دارم از گذشتم جدا می شم ، وجود همین فرشتست. اگه نظری دارید ممنون می شم بگید.