سلام به همگی
بالاخره پدر آرش و مرخص کردن و خدارو شکر تونست رو پا هاش راه بره البته فعلا با واکر ولی کم کم باید خودش راه بره
دیشب زنگ زدم حال پدرشو بپرسم مامانش گوشی برداشت توقع نداشت صدای منو بشنو منم خیلی خونسرد سلام الیک کردم و گفتم می خوام با بابا صحبت کنم
قبل اینکه بهانه بیاره پدر آرش خودش گوشی و گرفت و کلی باهام حرف زد و تشکر کرد بابت اینکه پدرم برای ترخیصش بیمارستان رفته و بردش خونه
بعد آروم بهم گفت آرش خونه نیست رفته یه سر مغازه یه سری جنس تحویل بگیره منم گفتم با آرش کاری نداشتم می خواستم حال شما رو بپرسم
نمی دونم رفتار پدرش خیلی خیلی خوب شده ولی مامانش نه هنوز همون مدلیه البته من اهمیت نمی دم
امیدوارم این قضیه ختم به خیر بشه بازم از همه ی کسایی که حوصله به خرج می دن و حرفا مو می شنون ممنونم








علاقه مندی ها (Bookmarks)