سلام به روی ماه همه ی دوستان ،
از همه ی دوستان ممنونم و بویژه از ستاره ؛
این همه تلاش و انرژی که برای روشن شدن موضوع به خرج می دین ستودنیه.
ستاره جان ؛
الحق که پشتکار و خلاقیتت بی نظیره ...
منم یه چیزی بگم ؟
اجازه می گیرم چون فکر می کنم حرف زدن من اینجا مصداق یه دوتا ضرب المثل قدیمیه :
آواز دهل شنیدن از دور خوش است. یا بیرون گود نشستی میگی لنگش کن.
پس لطفا اگر دیدین جایی پای حرف من از در واقعیت خارج شده و شده یه رویا به بزرگی خودتون ببخشین..
در هر صورت با اجازه ی شما :
همیشه فکر کردم رفتارهای تنش زا و نامتعادل آدمها می تونه ناشی از چند چیز باشه :
- احساس بد دوست داشته نشدن
- عادت
- یکنواختی
فرقی نمی کنه مرد باشی یا زن ، کوچیک باشی یا بزرگ ، پیر باشی یا جوون ، دختر باشی یا پسر ... چیزی که مهمه اینه که کافیه احساس کنی دوستت ندارن یا مورد توجه و محبت نیستی... اونوقت تمام قوات رو تجهیز می کنی تا محبت ببینی و دوست داشته بشی ... تجهیز قوا در افراد مختلف اشکال مختلف داره :
مثلا یکی کناره گیری می کنه ، یکی با چنگ و دندون می جنگه ، یکی دعوا می کنه ، یکی کتک می زنه ، یکی سکوت می کنه ، یکی مثل فواره محبت می کنه ، یکی مثل کنه می چسبه و ....
راستش زیاد به تفاوت آقایون و خانمها در فرم دوست داشتن آشنا نیستم اما مطمئنم که اگر طرف شما احساس کنه در هر شرایطی و در هر حالتی و با هر ویژگی شما او رو دوست دارید و نمی خواین اون رو تغییر بدین او هم احساس امنیت می کنه بی واسطه محبت می کنه و دوستتون خواهد داشت ...
هیچ کس از اینکه عیوبش مدام توسرش بخوره و مدام یکی ازش بخواد از فلان رفتار و اخلاقش دست برداره و .. چه ... و چه ... و چه ... خوشش نمیاد و اتفاقا اینها رو نشونه ی طرد شدن و دوست داشته نشدن می دونه ... و نمی تونه اونجور که باید با شما راه بیاد حتی اگر بپذیره که نظر شما درسته ..
عادت همیشه مشکل سازه . شاید تنها عادت مفید روی زمین این باشه که یاد بگیریم که هیچ وقت به هیچ چیز عادت نکنیم ...
تازگی خیلی مهمه . همیشه باید نو باشیم .. خانم و آقا ... فرقی هم نمی کنه ... به نظر شما بهتر نیست در عین اینکه قابل پیش بینی هستیم غیر قابل پیش بینی هم باشیم؟
مثلا اطمینان از اینکه همیشه طرفمون رو دوست داریم قابل پیش بینی باشه اما جلوه های بروز اونو تغییر بدیم و به زندگی نشاط و شادمانی توام با احساس خوب باهم بودن رو بدیم ...
آخ از یکنواختی ... چرا همه چیز رو در قالب وظیفه ثابت می بینیم ؟
چرا همیشه آقا باید صرفا به علایق خودش بپردازه و خانم به علایق خودش ؟ درسته که با هم متفاوتن اما به نظر شما اگر تفاوتها رو در کنار هم ببینیم و حتی گاهی تلفیقشون کنیم نتیجه ی قشنگتری نداره ؟
به نظرم هم برای آقایون و هم برای خانمها بد نباشه که گاهی با هم در مورد سیاست و اقتصاد و جامعه و ورزش و آچار و پیچ گوشتی و .. هم بحثهای به روز و مهیج داشته باشن ... با هم روزنامه بخونن ، با هم اخبار گوش بدن، با هم ورزش کنن ...
چه ایرادی داره نقشهامون رو گاهی قاطی کنیم ... اینطوری یکنواختی و خستگی هم کمتر سراغمون میاد .....












... اونوقت تمام قوات رو تجهیز می کنی تا محبت ببینی و دوست داشته بشی ... تجهیز قوا در افراد مختلف اشکال مختلف داره :
پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)