mhasan گرامي
ورودتون را به تالار همدردي خوشامد مي گويم
از بابت زندگي اي كه داشتيد و در نهايت به ناكامي اي كه رسيديد بي نهايت متأسفم.
اما دوست عزيز
اولا شما با توجه به شناختي كه از همسرتان داشتيد چرا تلاش نكرديد كه زمينه اي براي او فراهم نكنيد تا آزادي بيش از حد بدست بياورد.
در ثاني به نظرم كمي يكطرفه به قاضي رفته و خود را مبرا از هرگونه از اشكال ديديد. شما براي كمك به تغيير ايشان چه حركت مثبتي را انجام داديد كه در نهايت به اين نتيجه رسيديد كه ايشان درست بشو نيستند؟!
شايد شما واقعا ايرادي نداشته ايد اما حركات سازنده شما براي بهتر شدن زندگيتان بهتر بود خيلي قبل تر از وقوع اين اتفاقات سنجيده مي شد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)