نقل قول نوشته اصلی توسط mahsan
هر دو تا خانواده میگن آرزو داریم و به نظرم باید به اونها هم احترام بذاریم بالاخره مادر و پدرن و با هزار امید دارن بچه هاشونو راهی زندگی می کنن
بله با هزار امید!!! البته تو حرف و این امیدها و سرکوفت های شیرین رو ما جوان های بیچاره که خودمون 1000 تا مشغله دیگه داریم باید جواب بدیم!
نقل قول نوشته اصلی توسط sorena_arman
هزار امید به چی؟ !!!اینکه چندین میلیون خرج رو دست کسی بذارن که می دونن هر ریالی از این پول بعدها در زندگی دخترشون تاثیر داره امید به چیه؟ اون هم در این شرایط!! خوشبختی شما از دیدگاه اونها یک شب خرج 300-400 نفر رو دادنه؟ این غیر از حس خودخواهی چیزی نیست. خیلی چیزها معناشون در هم تنیده است. دوست داشتن این نیست. این عین خودخواهی یک نفر هست. وای اگر پرده از چشمان یک نفر کنار بره می بینه چه اجحافی رو در حق عزیزانش مرتکب شده.
این کمک اونهاست؟ من به نوبه خودم از اینکه اینقدرکوته بینانه زندگی دختر خودم(یا پسرم) رو بازیچه امیدهای خودم قرار بدهم درآینده احساس شرم می کنم.
یکبار باهاشون صحبت کنید بگید این امید شما زندگی ما رو به ناامیدی می کشونه.
آقای سورنا من خودم 1000 بار با خانواده ها حرف زدم. کو گوش شنوا؟؟؟
آخرش نزدیک بود دیگه مادرشوهرم بگه حتما یک عیب و علتی داره که انقدر کوتاه می یاد!!!
یا از اونور مامانم می گه لباساتم بفروش ولی خونه بخر ، از اون طرف می گه وقتی می بینمت دلم می گیره لباس های کهنه می پوشی تمام پولت میره. خانواده شوهرت و خودش خیلی بی غیرتن!!!
ای بابا. من نمی دونم این وسط چکار کنم؟؟؟
باور کنید امروز از صبح انقدر آدم مزخرف و عبوسی بودم که خودمک داره حالم از خودم بهم می خوره. قیافم عینه 40 ساله ها شده. همش فشار و اعصاب خوردی ...