سلام دوست عزیز
میتونم ازتون چند تا سوال بپرسم.

چرا قبلا وقتی همسرتون رو میدیدید احساس خوبی داشتید و الان این حس رو ندارید؟ آیا فکر میکنید حضور اون بوده که این حس رو به شما میداده؟؟ اگه این طور بوده چرا الان این حس رو ندارید؟ شما چه انتظاری از همسرتون توی زندگی مشترک دارید؟؟ برای خودتون چه وظایفی رو تو زندگی مشترک تعریف میکنید؟

دوست خوبم. قبلا هم گفتم، درست است که همسرتون رو سخت به دست آوردید ولی علاقه افراطی شما بیشتر از اون به خودتون ضربه میزند. اون یه آدم است با تفکرات مستقل که راه خودش رو میره شمام راه خودتون رو. دوستش داشته باش ولی اون رو همین طور که هست بپذیر. اگه توی بیست سال یاد گرفته که احساس بدش رو نگه چون باعث ناراحتی بقیه میشه، شما نمیتونی عوضش کنید. فقط این طرز فکر و اصرارتون توان شما را تحلیل میبرد و همین اتفاقی می افته که الان افتاده.
وجود این احساس در شما طبیعی است. اونرو بپزیرید و دوست داشته باشید. وقتی خودتون رو دوست داشته باشید میتونید همسرتون رو هم دوست داشته باشید.

باهاش نجنگید فقط سعی کنید باورهاتون رو یه بازبینی بکنید.