با درود؛
نخست بگویم که بنده اصلاً و به هیچوجه روی سخنم با نیلوفر نیست.بگذریم . . . .با این حرفها و باورها نمی توان به موفقیت در ازدواج اندیشید.به دلیل وجود عوامل صدمه زننده به روان و دخالت ژن در این امر و نیز حانواده های بیمار ایرانی که البته به دلیل فرهنگ غلط رایج درباره برخی باورها و نوع تربیت کودک است و نیز اجتماع خرابتر،زیرساخت شخصیتی یک جوان در سن ازدواج در سال 1387 دارای کمبودها،سیاهی ها،صدمات و بیماری هایی است.
اکنون نه فرصت و نه جایگاه شرح مفصل دلایل سخنم را دارم.این نکته مهم را گوشزد می کنم که لزوم بهره گیری از خدمات روان درمانی نه به دلیل بیماری های آشکار یا دیوانه بودن بدان معنایی است که در بیشتر اذهان وجود دارد و از سویی شرط لازم یک زندگی مشترک نسبتاً موفق درمان بیماری های پنهان و بسیار مزمن روانی است.شکا همین سایت را بنگرید،اگر یک انسان سالم از نظر روانی داشته باشیم،این همه مشکلات خاله زنکی و بیخودی و افراد مستاصل و درمانده و ناآگاه نخواهیم داشت.در یک آمار گفته شد که 70% مردم دچار گونه ای از یماریهای روان هستند.
حتی با وجود یک انسان هوشیار و تندرست،به دلیل أدثیر اجتماع،فرهنگ عمومی و فضای زندگی بازهم باید همواره هر دو سوی یک زندگی مشترک به طور مدام خود را بسازند و مراقب زندگی شان باشند.دوستان در کشورهای مترقی هر انسان متوسط از نظر درامدی یک وکیل و یک روانکاو دارد.
بدرود./