
نوشته اصلی توسط
sorena_arman
خیر، من حاضر نیستم حتی یک سکه به عنوان مهریه بدهم. البته مهریه همسرم را نهایتا 14 سکه قرار می دهم. ولی یکی از آنها را هم حاضر نیستم تا زمانی که ارزشمند بودن همسرم را متوجه نشده ام به او بدهم.ولو به زندان رفتن!!
البته حاضرم تمام جانم را برای زنی که برای زندگی مشترکش تلاش کرده بدهم! ولی یک سکه هم حاضر نیستم برای زنی بدهم که هنوز وارد زندگی من نشده. مگر من کم برای زندگی کار می کنم؟ مگر من کم جون می کنم که وقتی خواستگاری اون خانوم رفتم باباش به من نگه جناب مهندس!! خونه دارید؟ ماشین دارید؟ می تونید خونه رهن کنید. و منو زیر بار تحقیر له کنه؟ که کار خانه را به رخ من می کشید؟ چطور من باید در قبال زندگی مشترک!!!ی که ایشان هم باید واردش شوند و مشترک ایشان هست یکجانبه مسئولیت دارم و باید از سالها پیش از ازدواج فکر آن را کنم؟!! در کدام یک از دغدغه های یک دختر در مورد ازدواج حتی گوشه ای از مشکلاتی که من پسر دارم به چشم می خورد؟
دم از مساوات بی معنیست! سربازی گوشه ای از آن فاجعه ایست که مردان تحمل می کنند. مردان کشته می شوند ، آب از آب تکان نمی خورد. در خبرها می آید که" 10 نفر زن وبچه هم بین کشته ها بودند" انگار خون زنان رنگین تر از مردان است!!
شما زنان جامعه رسول خدا را که با خرما بچه های خود را بزرگ می کردند با زنانی که ماشین ظرفشویی اولین چیزیست که طلب می کنند یکی می کنید؟
یکی از دوستان جمله خیلی خوبی می گفت در وصف توقعات زنان! می گفت انسانها هرچقدر کمتر کار کنند و سختی بکشند به دلیل اینکه نمی دانند ذره ذره دارایی های شما از کجا و به چه سختی بدست آمده سهل انگار می شوند و متوقع!!
البته با آقا محمد خیلی حال کردم(خلایق هر چه لایق)
علاقه مندی ها (Bookmarks)