سلام به همه:
اتنای عزیزسلام :
بااجازه ی صاحبخونه و مهمان های محترم می خواستم منم اینجا مهمون بشم و از خواستن های دل بگم .
وای !از دوتا گوش شنوا گفتی ،خدا نصیب نکند ،امان !ازوقتی که با یه ادم ،که زبونت رو نمی فهمه مواجه بشی !
کو گوش شنوا!
هر چی می گی او ناشنواتر می شه(شاید اشکال کا ر دراین باشه که باید کمی تامل کنی وجملات را ترجمه کنی و به زبان طرف سخن بگویی شاید شنیده بشه)
واقعا ادم یه موقع هایی دلش می خواد یه ادم پیدا کنه که فقط وفقط گوش کنه وباهاش همدردی کنه وکمی از بارش رو سبک کنه.
گفتی همیشه دلم می خواست یه دوست داشته باشم که به همون اندازه که من براش مایه میذارم و برای او ابراز دوستی میکنم..یه ضرب المثل می گه کاسه (عشق و علاقه دیگران)جایی رود که قدح(عشق و علاقه ما) برگردد.به قول معروف کسی باشه که اگه من براش مردم او هم برام تب کنه
به نظر من تو زندگی زناشویی و خانوادگی باید بیشتر از اون چه دریافت می کنی مایه بگذاری خصوصا مواقعی که ابتدای رابطه است و یاجاهایی که خدای نکرده رابطه اسیب دیده .
اینکه یه نفر منتظر ادم باشه یا به یاد ادم باشه خوبه ولی این که دوست داشتن من باعث بشه یک نفر اززندگی عادی اش دست بکشه چندان خوب نیست شاید تو دراز مدت ایجاد درد سر بشه.پس همون طور که گفتی نه وابسته شدن زیاد خوبه و نهآرزوی داشتن یکی که بدون من از زندگی عادی اش دست بکشه یا وقتی نیستم به یادم باشه یا منتظر اومدنم باشه یا....
وابسته سازی زیاد.چون اگه وابسته بشی همه خوبیها و خوشیها و شادی ها رو فقط دروجود اون و با او بودن احساس می کنی و اگر هم کسی به تو وابسته بشه شاید از تو ارامش رو سلب کنه و این نیز ازار دهنده است.
یه جوری باید این میون تعادل برقرار بشه.
مادری که فرزندش رو فقط به خاطر خود فرزندو خودش بزرگ می کنه و سخت با او وابسته ست و همه ی خوبی های دنیا رو دروجود فرزند می بینه.و مادری که فرزندش را باعشق بزرگ می کنه و در وجودش نور خدا رو می بینه یعنی ازمنظر عشق مادری یه خدا میرسه این وابستگی مادر اول به صورت ازار دهند ومحدود ه.انتظارات و توقعات مادر از فرزند به گونه ای دیگره.
ولی مادر دوم وابستگی و عشقش لذت اور و رشد دهنده ست و انتظار و توقعی هم نداره چون اون عشق ،اورا به خدا و مزایای بالا تر متصل می کنه.
پپس در عشق نباید علاقه به خود فرد و ان چیز باشه ونباید محدود باشه بلکه باید به ان معنایی بالاتر و والا تر داد ،انگاه ان عشق ،ارامش بخش و متعالی ست و به چیزی وابسته نیست دیگه به رفتار فیزیکی فرد مقابل وابسته نیست.
دلت چه چیز قشنگی رو طلب می کنهmerekaگفته:
وقتی به دنیا اومدم همه می خندیدن و من گریه می کردم دل می خواد وقتی من مردم همه گریه کنن و من بخندم.اینجا حتما دلت رو تحویل بگیر!و تامی تونی دیگران را بخندون و اشکهای انها را به شادی تبدیل کن !
.همیشه دلم می خواست:::
همون قدر که دیگران را دوست دارم مرا نیز دوست داشته باشند
ساران عزیز :یه زمانی خیلی دلم می خواست کسانی که دوستشون دارم مرا دوست داشته باشن و خودم را خیلی خسته می کردم اما از وقتی با خودم اشتی کردم یعنی خودم ،خودم را تحویل گرفتم دیگه دوست داشتن دیگران در درجه ی دوم قرار گرفت .
،تازه حالا این جوری شد که اونها هم من رو به صورت درجه یک دوست دارن .یعنی تا زمانی که زیاد طلب می کردم اونها درجه دو(عشق) و حالا که کمتر طلب می کنم درجه یک(عشق) نثار می کنن.
تا حالا دقت کردی وقتی یه چیزی رو گم می کنی هرچی دنبالش می گردی پیدا نمی کنی (استرس و گاهی هم عصبانی)ولی وقتی می ری سراغ یه چیز دیگه درست جلوی چشمات ظاهر می شه یعنی اون میاد دنبالت !
ای خدای اسمونها برس به دل عاشق این جوونها!دلم يه دختري رو مي خواد كه عاشقش شدم.
اما نمي تونم بهش بگم.
وبه همون اندازه یا بیشتر بهم ظرفیت بده که اگر نعمتی را ازم گرفت بهش اعتماد کنم و شکوه نکنم ،کفران نکنم ،و راضی باشم به قضا و قدرش واگه چیزی رو ازش درخواست کردم و او اجابت نکرد ناامید نشم و خودم رو بسپارم به حکمت و داناییش .هميشه دلم مي خواست* كه خدا ظرفيتمو نسبت به هر چيزي كه بهم ميده به همون اندازه بالا ببره كه بتونم از پس شكران اون نعمت بر بيام.*
و دلم می خواد اینقدر ظرفیت پیدا کنم که ازهمه ی امتحاناتش (داده ها -نداده ها-گرفته ها)سر بلند بیرون بیام.
ودراخر :
امان از این دل که خواسته های زیادی داره !
ای کاش !بفهمم کجا به حرف دل گوش کنم و کجا گوش نکنم.













.اینجا حتما دلت رو تحویل بگیر!و تامی تونی دیگران را بخندون و اشکهای انها را به شادی تبدیل کن !

پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)