دو چشم را تو ناظر هر بی نظر مکن
در ناظری گریز و ازو آن خویش جوی

نقلست از رسول که مردم معادنند
پس نقد خویش را برو از کان خویش جوی

از تخت تن برون رو و بر تخت جان نشین
از آسمان گذر کن و کیوان خویش جوی