دوستان عزیز راهکارهای شما بسیار مفید بوده و هست اگر باز هم در مورد این مشکل کمک کنید لطف کرده اید.

دوستان این خانم واقعا تکلیف خودش را نمیداندو هنوز در برخوردش با این فرد دچار تردید است همانطور که شما فرمودید رفتار کردند اما باز به کمک شما عزیزان نیازمندند

این خانم در محیطی این آقا را دیدند و بر حسب ادب و احترام کاری به ایشان سلام کردند و توقع داشتند بسیار عادی ایشان هم جواب دهند، اما این آقا به نحوی جواب سلام را دادند که جواب ندادن آن به مراتب بهتر بود چنان با سردی پاسخ دادند که خانم به خودش شک کرد که آیا من مرتکب اشتباهی شد ه ام که به این صورت پاسخ میدهد یا خیر؟آیا او از اینکه من سلام میکنم ناراحت می شود ؟ و ...جوری رفتار می کنند که انگار نه انگار که ایشان را می شناسند حتی هنگام پاسخ دادن سلام حاضر نیستند تبسمی کنند و با چهره ایی درهم فقط می گویند سلام!!!
خانم وقتی این رفتار را می بیند خود به خود از آقا زده می شود چون احساس کوچکی می کند و با خود عهد می کند که دیگر اگر چشم در چشم هم شدند به ایشان محل نگذارد و به نحوی بی محلی کند و به آن آقا بفهماند که ناراحت است و ...
احتمالا شما دوستان میفرمایید چرا رفتار این آقا برای خانم مهم هست؟
اگر احساسی در میان باشد که تکلیف روشن است اما فرض می کنیم احساسی هم به میان نباشد آیا اگر کسی به شما بی احترامی کند ناراحت نمی شوید؟
بعد از حدود یک هفته که هیچ ارتباطی نیود خانم دوباره آقا را دید و اینبار مجالی بود برای تلافی !! با اینکه اطراف یکدیگر بودند هیچ کدام به هم محل نگذاشنتد و هر کدام مشغول صحبت با دیگران بودند،بعد از مدتی آقا از آنجا دور شدند و رفنتد خانم هم به دلیل قراری که با یکی از دوستانشان داشتند هم آنجا منتطر ماندند ، بعد از دقایقی آقا دوباره آمدند و خانم همچنان خودش را به ندیدن میزد و بسیار عصبانی بود،این آقا آمد جلو و گفت سلام و خانم هم به همان صورتی که قبلا این آقا به او پاسخ داده بود جوابش را داد با عصبانیت ،که از ظاهرش کاملا مشخض بود،و سعی کرد بی محلیش را نشان دهد ، این آقا در آن لحظه فقط سلام منظورشان نبود و می خواستند چیزی را به آن خانم تحویل دهند که با سردی روبرو شدند،
این خانم از رفتارش خوشحال نبود و زجر هم می کشید اما از اینکه توانسته بود به نحوی تلافی کند کمی آرام شده بود تصمیم گرفت برای چند وقتی در محل کار خود حاضر نشود. بعد از مدتی که وارد آن محیط شد با نامه ایی از سوی این آقا مواجه شد که چرا حضورتان کم شده است ؟مشکلی پیش آمده ؟به وجود شما نیاز است و جای نبودنتان حس می شود ،تمامی کارها با نبود شما مانده است اگر مشکلی پیش آمده بازگو کنید تا آن را حل کنیم
خانم هنوز عصبانی بود اما با دیدن این نامه کمی آرام گرفت و جواب را به صورتی داد که نه سیح بسوزد و نه کباب و گفت :کارها را سایر همکاران و خودتان در نبود من به بهترین نحو می توانید انجام دهید و ...
تند برخورد نکرد اما واضح هم حرفی به میان نیاورد
خلاصه آقا بی مقدمه گفت شما از من ناراحتید این کاملا واضح است من تا حالا به شما حرفی زده ام که شما از من دلخورید؟ و...
خانم در اینجا دلش خیلی سوخت و همین که دید آقا اینجور حاضر شده غرورش را زیر پا بگذارد تصمیم گرفت که از دلخوریش چیزی نگوید ، و گفت علت سر کار نیامدن من شما نیستید و برای چه باید از دست شما ناراحت باشم؟
آقا باورش نشد و گفت پس چرا چند وقتیست که کمتر به محل کار مراجعه می کنیدخانم هم دلیلش را مشکل دیگری که البته آن مشکل وجود داشت عنوان کرد آقا وقتی متوجه شد اظهار کمک کرد و...
حال با این صحبت ها قاعدتا رفتار خانم دوباره باید تغییر کند و به نرمی و ملاطفت با ایشان برخورد کند
حالا شما بگید با این انسان برخورد صحیح کدام است؟