به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

Threaded View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 خرداد 88 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    378
    امتیاز
    6,522
    سطح
    52
    Points: 6,522, Level: 52
    Level completed: 86%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    157

    تشکرشده 166 در 85 پست

    Rep Power
    0
    Array

    چوپان دروغگو

    چوپان دروغگو تصمیم کبری و حسنک کجائی
    گاو ماما می کرد٬گوسفند بع بع می کرد٬سگ واق واق می کرد.
    همه با هم صدا می زدند حسنک کجایی؟
    شب شده بود اما حسنک هنوز به خانه نیامده بود حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید.
    او به شهر رفته ٬ و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند.
    او هر روز صبح بجای غذا دادن به حیوانات٬جلوی آینه به مو های خود ژل می زند٬ موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست،
    چون او موهای خود را گلت می کند.
    دیروز که حسنک با کبری چت می کرد٬
    کبری به او گفت که تصمیم بزرگی گرفته است٬
    کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند٬
    چون کبری با پترس چت می کرد.
    پترس همیشه پای کامپیوتر نشسته بود و چت می کرد.
    پترس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد
    چون زیاد چت کرده بود
    او نمی دانست که سد تا چند لحظه دیگر می شکند.
    پترس در حال چت کردن غرق شد و مرد.
    برای مراسم تدفین او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود
    اما کوه روی ریل ریزش کرده بود٬
    ریز علی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت٬
    ریز علی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد٬
    ریز علی چراغ قوه هم داشت٬
    اما حوصله دردسر نداشت.
    قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد٬ کبری و همه مسافران مردند.
    اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت٬
    خانه مثل همیشه سوت و کور بود٬
    الان چند سالی هست که کوکب خانم٬ همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد٬
    او حتی مهمان خوانده هم ندارد٬
    او اصلا حوصله مهمان را ندارد.
    او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند٬
    او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد٬
    او آخرین بار که گوشت خرید٬
    چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخته بود.
    اما او از چوپان دروغگو گله ندارد٬
    چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد
    و دیگر به همین دلیل است که کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ را ندارد

  2. 4 کاربر از پست مفید مینا 22 تشکرکرده اند .

    مینا 22 (سه شنبه 08 اردیبهشت 88)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نامزدم رفته . من دارم فروپاشیده میشم
    توسط میناگلد در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 26
    آخرين نوشته: جمعه 15 آبان 94, 01:41
  2. همسرم در نظرم چوپان دروغگوست!
    توسط فرخ رو در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: چهارشنبه 19 شهریور 93, 11:58
  3. 21 راه فروپاشي روابط همسران!!!
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: چهارشنبه 19 فروردین 88, 00:27
  4. درگيريها با خانواده هاي همسران و زندگي در حال فروپاشي من.ديگر به ا
    توسط saghar_h در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 17 شهریور 87, 15:24
  5. +چوپان دروغگو
    توسط اسماء در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 27 خرداد 87, 13:42

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.