به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 108

Threaded View

  1. #7
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 اسفند 94 [ 11:19]
    تاریخ عضویت
    1387-7-01
    نوشته ها
    1,949
    امتیاز
    22,799
    سطح
    93
    Points: 22,799, Level: 93
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 551
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,205

    تشکرشده 4,460 در 1,179 پست

    Rep Power
    213
    Array

    RE: من یک فراری هستم....

    سلام شاد خواهر بزرگوارم.....
    من همیشه می گوییم و گفته ام شما دلسوزترین فرد تالار هستید و برای همه دلسوزی می کنید و کرده اید....حال چه شده...این دلسوز ما خود دل سوخته شده؟؟

    سخت است....حال می گویی چه؟؟؟
    خب کنار آمدن با واقعیت!!!
    اما سخت تر می دانی چیست؟؟؟
    تلاش برای رسیدن به حقیقت.!!!
    شاد عزیز شما همینک در واقعیت زندگی می فرمایید زندگی را شروع کرده اید....نه اشتباه نکنید نگویید تازه از فردا می خواهم شروع کنم....شما خیلی وقت است در جریان زندگی قرار دارید و با ان دست و پنجه نرم می کنید.....شاید دلیل کلافه بودنتان هم این است که فکر می گنید زندگی را خیلی وقت است شروع کرده اید.....اما نه!!!

    هنوز زندگی و شروع نو در پیش است....چرا به استقبالش نروی؟؟
    به استقبال رفتن یعنی تلاش برای رسیدن به حقیقت.....و درجازدن یعنی نادیده انگاشتن واقعیت...
    اری شاد گرامی گاهی ما در کنارهم نیستیم و مانند تیم ها در روبه روی یکدیگر قرار دریم...
    اما آیا شاهد مسابقات فوتبال بوده ای....تیم ها قبل از بازی چه می کنند؟؟؟
    به زمین حریف رفته و روبوسی می کنند و کینه ها را خالی....آری یک قدم تیم حریف جلو می آید و یک قدم هم تیم میزبان...

    بعضی اوقات لازم است ما پیش قدم شویم و متقابلا منتظر قدم های نو.....
    شاد خواهر گرامی اگر بخواهی یا نخواهی یک زندگی دارد شروع می شود.....اکر تو نخواهی هم زندگی جریان دارد ...اگر تو خسته باشی باز زندگی دوام دارد......
    پس در هر حال زندگی به پیش می رود.....
    شاد عزیز تو بگو>>>>بهتر نیست با جریان زندگی همراه شویم انگاه کمتر خسته خواهیم شد و کمتر ناراحت....زیرا در جهت مسیر زندگی و با توان به پیش می رویم ....اما وای به روزی که در مقابل این مسیر بایستیم.....به نظرت چه کسی زیر فشارها و مشکلات ان نابود می شود؟؟؟

    بسیار پیش می آید همسرمان ما را درک نمی کند.....شاید بکل وابسته نظرات دیگران است و گوش دهنده به خانواده خود تا به شریک خود.....
    اما فکر کرده ای چرا؟؟؟
    خانواده چه دارد؟؟؟
    چرا ما خود را جایی خانواده او نگذاریم...چرا ما قدری شبیه مادر او نباشیم و قبل از اینکه در نقش همسر باشیم ....مهر مادری را به او بخشیم...تا بفهمد و درک کند محبت را و متقابلا ببخشد مهر خود را.....
    می دانم سخت است و طاغت فرسا.....اما با شناختی که از خواهر بزرگوارم ""شاد" عزیز دارم او به این راحتی ها کم نمی آورد...اگر امروز هم گله ای دارد فقط برای بیان احساسات و تخلیه ان است نه نشانه ضعف.....گاهی نوشتن و دردودل کردن انسان را به اوج می برد ...و فرو می نشاند آن حس>><<نه شاد عزیز؟؟؟؟

  2. 6 کاربر از پست مفید حسین پور تشکرکرده اند .

    حسین پور (دوشنبه 18 خرداد 88)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.