به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 16

موضوع: حیدر بابا

Threaded View

  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 19 اردیبهشت 94 [ 18:19]
    تاریخ عضویت
    1387-11-24
    نوشته ها
    128
    امتیاز
    6,328
    سطح
    51
    Points: 6,328, Level: 51
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    114

    تشکرشده 116 در 62 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: حیدر بابا

    ممنون از همه ی دوستان
    ما در آذربایجان و کلا در بیشتر نقاط کشورمان سنتهایی داشتیم که الان به فراموشی سپرده شدند............. استاد شهریار سنت نوروز در گذشته را چقدر زیبا بیان نموده اند.

    بایرامیدی، گئجه قوشی اوخوردی،
    آداخلی قیز، بیک جوراب توخوردی،
    هر کس شالین بیر باجادان سوخوردی،
    آی نه گوزل قایدادی شال ساللاماق!
    بیک شالینا بایراملیغین بارلاماق!

    نوروز بود،مرغ شب میخواند،
    دختری که نامزد کرده بود برای نامزدش جوراب میبافت،
    هر کس شالش را از روزنه ای می انداخت،
    وای چه زیباست این رسم شال انداختن!
    عیدی بستن به شال داماد چه زیباست!*
    *در آذربایجان شب عید داماد دستمال یا شالی با خود می برد و از روزنه ای به خانه ی عروس می انداخت، عروس نیز عیدی های داماد را به شال بسته و برای داماد می فرستاد.

    شال استدیم، منده ائوده آغلادیم،
    بیر شال آلیب، تئز بلیمه باغلادیم،
    غلام گیله قاشدیم، شالی ساللادیم،
    فاطمه خالا منه جوراب باغلادی،
    خان ننه می، یادا سالیب آغلادی!

    من شال خواستم و در خانه گریه کردم،
    یک شال گرفته ، زود آن را به کمرم بستم،
    دویدم رفتم به خانه ی غلام و شالی انداختم،
    خاله فاطمه برای شال من جوراب بست،
    مادربزرگم را به یاد آورد و به یادش گریه کرد!

    بایرام اولوب ، قیزیل پالچیق ازللر،
    ناقیش ووروب، اتاقلاری بزللر،
    طاقچالارا، دوزمه لری دوزللر،
    قیز- گلینین فندقچاسی، حناسی،
    هوسلنه ر آناسی، قایناناسی.

    نوروز که شد ، گل را مانند طلا له می کنند،
    به آن نقش زده، اتاقها را زینت میدهند،
    چیدنی ها را در طاقچه ها قرار می دهند.
    حنا و فندقه ی دست دختر و عروس،
    مادر و مادر شوهر را به هوس می اندازد.

    باکی چنین سوزی، سووی، کاغذی،
    اینکلرین بولا ماسی،آغزی،
    چرشنبه نین گردکانی، مویزی،
    قیزلار دییر آتیل- باتیل چرشنبه،
    آینا تکین بختیم آچیل چرشنبه!

    نامه و کاغذ پیک (بادکوبه)،
    زاییدن گاوها ی پرشیر،
    آجیل چهارشنبه ی آخر سال، کشمش و گردو
    دخترها از روی آتش چهارشنبه ی آخر سال می پرند
    میگویند ای چهارشنبه بخت ما را مانند آیینه باز کن.

    یومورتانی، گویچک، گلی بویاردیق،
    چاریشدیریب، سینانلارین سویاردیق،
    اوینا ماقدان بیرجه مگر دویاردیق؟
    علی منه یاشیل آشیق وئرردی!
    ارضا منه نوروز گلی درردی!

    تخم مرغها را خیلی زیبا و رنگین می کردیم
    انهایی که شکسته بودند را جدا می کردیم
    مگر از بازی کردن سیر میشدیم؟
    علی به من یاشیل آشیق (یک نوع بازی) می داد!
    رضا برای من گل نوروزی می چید!

    دوستان، دیگر از این رسوم زیبای نوروزی چیزی نمانده و بیشترشان به فراموشی سپرده شده ......... روزهایی مردم شاد بودند، از زندگی لذت میبردند ولی الان بیشتر تظاهر به شادی میکنند تا اینکه واقعا شاد باشند............ وقتی از بزرگترها در مورد این رسوم سوال میکنیم حرفهای زیادی برای گفتن دارند ما چه حرفهایی برای فرزندان آینده مان داریم چگونه میخواهیم این سنتها را برایشان توضیح دهیم...........

  2. 2 کاربر از پست مفید نها 65 تشکرکرده اند .

    نها 65 (پنجشنبه 17 اردیبهشت 88)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.