نفس بر آمد و کام از تو بر نمی آید
فغان که بخت من از خواب در نمی آید
تشکرشده 191 در 101 پست
نفس بر آمد و کام از تو بر نمی آید
فغان که بخت من از خواب در نمی آید
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)